2020 September 27 - يکشنبه 06 مهر 1399
کلمه طیبه - ولايت تكويني اولياء الهي در قرآن كريم و روايات سلفي‌ها
کد مطلب:3542 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 600

کلمه طیبه - ولايت تكويني اولياء الهي در قرآن كريم و روايات سلفي‌ها
حجت الاسلام یزدانی - 24 تير 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:58:15 حجم فیلم: 150 مگابایت





دانلود صوت


قسمت سوم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:23 تیر 1399

مجری برنامه:

 اَلّحَمدُالله رَبِ العَالمِن و صَلی الله علی مُحمدٍ و آله الطاهِرِین

به جزء از علی نباشد به جهان گره گشایی

طلب مدد از او کن

چو رسد غم و بلا­ی  

 چو به کار خویش مانی

در رحمت علی زن

به جزء او به زخم دلها

ننهد کسی دوایی

بشناختم خدا را

چو شناختم علی را

به خدا نبرد­ه­ای پی

 اگر از علی جدایی

سلام عرض می­کنم خدمت همه­ ی شما بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر(عج) به برنامۀ خودتان خوش آمدید برنامۀ کلمه طیبه با کارشناسی استاد ارجمند و بزرگوار حضرت استاد یزدانی، سلام علیکم استاد.

استاد يزداني :

سلام عليکم و رحمت الله

اعوذ بالله من الشيطان اللّعين الرّجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و مشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بينندگان عزيز شبکه جهاني ولی عصر(عج) امیدوار هستم که این  هفته هم بتوانیم برنامه­ای در خور شأن بینند­گان شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) تقدیم تان بکنیم، در خدمت تان هستیم.

مجری برنامه:

 بسیار ممنون و سپاسگذارم استاد، عزیزانی که دوشنبه شب­ها خدمت­شان هستیم و پای ثابت برنامه ما هستند مستحضر هستند که شیوه برنامه ما به چه شکل هست، شیوه برنامه به این شکل هست که ما کلیپ های مختلفی را از زبان همان وهابی های که خودشان شبکه دارند و دراند نشر میدهند این عقاید شان را، این کلیپ ها را استخراج می­کنیم، این کلیپ­ها را می­گیریم شبهات جدید را اینها را پخش می­کنیم و اینها را مورد نقد قرار می­دهیم، و در بیسیاری از موارد مثل همین امشب بسیاری از این کلیپ­ها را از دل خود همان کلیپ­ها و دروغ­هایشان را از دل خود سخنان همان­ها در می­آوریم و این دروغ آنها را واضح و آشکار می­کنیم. خب از همه شما دعوت می­کنم که به کلیپ اول مشاهده بکنید و کلیپ اول را باهم دیگر ببینیم.

کلیپ اول:

 یکی از صفاتی که علمای شیعه به امام ها نسبت می­دهند صفت کن فیکونی هست آنها معتقداند که امام می­تواند کن فیکن بکند. بگوید باش، آن می­شود. این صفت عزیم را علمای شیعه همه باهم بدون استثناء به امامان خود نسبت می­دهند منتهی یک عده­ای مثل علمای ایران هستند که سعی می­کنند این را در لفاظی بگویند ولی منکر نیستند تقیه هم نمی­توانند بکنند. چونکه این یک صفتی هست که نمی­توانند از امام بگیرند اصل هدف ساختن مذهب شیعه این است که امام را کنار خدا بنشانند و ما را مشرک کنند و به جهنم ببرند امروز در این مورد صحبت می­کنیم و شما خواهید دید که چنین دیوانگی در هیچ، نمی­گویم در هیچ مذهبی نیست بشر که از راه راست بیرون رفت خب دیوانگی می­کند دیگر. یعنی چطور ممکن است یک انسانی که به یک لیوان آب احتیاج بوده، یک انسانی که دستشویی می­رود قضای حاجت می­کند را تو بگویی که کن فیکن می­کند. این چیز عجیبی است امروز می­خواهیم معنی این را بفهمیم. ببینید ما در صفحه چهارصد و چهل و پنج و چهارصدو چهل وشش قرآن کریم هستیم و سورۀ یاسین لطفا آیه را بیاورید «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً» می­گوید «گرفتند، (این مصیبت بشر است دیگر) غیر از خدا خدایانی الهانی» اله چیست مگر؟ همین که کن فیکن می­کند اله است. «آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ» «گرفتند اِلهانی،خدایانی، مردان پرقدرتی، موجودات پرقدرتی شاید که یاری بشوند». برای این گرفته اند یعنی برای این آقا شما حسین را گفتید کن فیکن می­کند. ممنون، علی را می­گویید که می­تواند قدرت دارد آله هست دیگر اِله یعنی همین اِله هیچ چیز دیگر نیست اِله نه خوردنی است نه پوشیدنی است. اِله موجودی است که قدرت ماورائی دارد، قدرت عظیمی دارد و وقتی ما شیعه را یغه­اش را می­گیریم که آقا که همین است دیگر همین حسین اله هست. می­گوید نه این حسین یک الهی است به إذن الله است. اینطوری باز ما را شما کلک می­زنید شما می­گویید خیلی خب اِله را برای ما تعریف کن می­گوید اله می­تواند آقا زنده بکند بمیراند همین اله هندوها را مثلا بگیریم یا بودایی­ها را بگیریم می­گوییم خب همین کار را حسین هم می­تواند بکند چرا این اله نیست می­گوید نه این به غیراست بإذن الله این کار را می­کند آن بدون إذن الله این کار را می­کند. نه همچین چیزی نیست هیچ کسی در دنیا نیست که مثلا بگوید حضرت عیسی(ع) بدون إذن الله خدایی می­کند. همچین چیزی نمی­گویند. همه می­گویند به إذن الله کار می­­کند. بإذن الله مرده را زنده می­کند بإذن الله فقیر را دارا می­کند مثل این.

مجری:

خب این آقای سجودی هرچند خیلی متناقض و سخت حرف می­زند سخت می­شود فهمید که حالا منظورش چیست. یک حرفی می­زند بعد سریعاً خودش حرف خودش را نقف می­کند و نقض می­کند اما حالا در مجموع حضرت استا این آقای سجودی چنین ادعایی داشت که شیعه الآن به ولایت تکوینی هست یعنی اینکه بخواهیم ساده­تر بگوییم همان چیزی که داشتند می­گفتند. شیعه می­گوید که بله امام­ها می­توانند شفا بدهند. امام­ها حالا در مجموع می­توانند کن فیکن بکنند. آیا اینکه حالا همین می­گوید که کسانی که چنین ادعایی را دارند کسانی که قائل به ولایت تکوینی می­شوند اینها می شوند همان «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً» و به این وسیله اینها را تکفیر می­کند می­گوید هرکسی که قائل به ولایت تکوینی باشد این کافر هست و به این سادگی اینها را تکفیر می­کند آیا این کار طبیعی هست چنین تکفیر و چنین افرادی که قائل به ولایت تکوینی هستند.

استاد یزدانی: بله خدمت­تان عرض کنم یکی از باورهای مذهب شیعه و بلکه یکی از باورهای همه مسلمان­ها داشتن ولایت تکوینی برای بعضی از بندگان خدا هست. بعضی از پیامبران ولایت تکوینی داشتند. ولایت تکوینی به این معنا که می­توانند در عالم تصرف کنند. در عالم می­توانند کارهایی انجام بدهند خارق العاده، حالا مثلا می­توانند مثلا کوه را جابجا کنند یا خیلی از کارهایی که حالا خدمت­تان نمونه­هایش را؛ مرده زنده بکنند مثلا چیزی خلق کنند، اصلا چیزی خلق کنند. خب این، این اعتقادی هست که قرآنی هست اساس این قرآن هست روایت داریم فراوان شیعه برایش عدله متعدد دارد برای ائمه، امام باید داشته باشد جزء خدمت­تان عرض کنم آن لوازم امامت هست امامی که نتواند در عالم تصرف کند چطور می­تواند امام عالم باشد ما امام فقط برای انسان­ها که نیست برای همه عالم هست حالا من یکی دوتا آیه که خودش هم اشاره کرد جالب هست، رفت رفت تا آنجایی که رسید به حضرت عیسی(ع) خب چیکار کند اینجا حضرت عیسی(ع) را گفت که آنهایی که می­گویند حضرت عیسی(ع) خدا هست آنها هم می­گویند به إذن خدا، خدا هست.

مجری:

 یک لحظه به خودش آمد.

استاد یزدانی:

بله که نمی­تواند چکار بکند اینجا حضرت عیسی(ع) را ببینید در دوجا خداوند در قرآن کریم  در باره ولایت تکوینی حضرت عیسی(ع) صحبت کرده است سوره آل عمرا آیه شماره :49 ، سروه مبارکه مائده آیه:110. «أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ» «من می­توانم خلق کنم. خلق، می­توانم خلق کنم». حضرت عیسی(ع) دارد می­گوید که من می­توانم برایتان خدمت­تان عرض کنم یک پرنده خلق بکنم، در او روح بدمم بإذن خدا هست همه­اش البته. می­توانم کسی که لال هست را شفا بدهم می­توانم آن کسی که مریضی برص دارد، مریضی لاعلاجی هست هنوز هم لاعلاج هست می­توانم این را شف بدهم می­توانم مرده زنده کنم «وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ» «می­توانم مرده­ها را بإذن خدا زنده کنم». می­توانم که شما درون خانه­هایتان چه چیزهایی ذخیره کرده­اید چه احتکارهایی انجام داده­اید نکردید حالا چه می­خورید چه نمی­خورید من می­توانم این کارها را انجام بدهم این بنده خدا هست. حضرت عیسی(ع) چه اشکالی دارد خداوند به یکی از بندگان خودش قدرت بدهد که بتواند مرده زنده بکند، که بتواند خلق بکند. خدا به یک بنده­اش همچین قدرتی بدهد، اشکالی دارد؟ خب این نص صریح قرآن کریم هست اگر کفر هست، اگر شرک است خب خداوند برای خودش شریک قائل شده. خداوند برای حضرت عیسی(ع) همچین قدرتی داده که آله، یعنی اِله هست؟ بإذن الله اِله هست؟ بقول آقای سجودی.

مجری:

یعنی با این روش بخواهند پیش بروند هیچ تفاوتی نمی­خواهند بگذارند بین آن کسی که قرار هست بشود پیامبر، امام و دیگران چنین تصوری در ذهن­شان هست.

استاد یزدانی:

 این خیلی صریح هست در ولایت تکوینی حضرت عیسی(ع) سوره مبارکه مائده آیه :110، که باز همان قضیه را خداوند می­گوید به إذن خدا؛ خدا خودش می­گود به إذن من طیر را خلق کرد، به إذن من انسانی که لال هست را شفا داد، به إذن من مرده را زنده کرد. سوره مبارکه مائده آیه صد و ده. این واضح هست در ولایت تکوینی حضرت عیسی(ع) . اگر اعتقاد به ولایت تکوینی کفر باشد خدمت­تان عرض کنم خود خدا کافر هست نعوذبالله که دارد این مسائل را طرح می­کند. سوره مبارکه نمل آیه سی و هشت تا چهل بحث حضرت سلیمان (ع) و وزیرش حضرت آصف بن برخیا، که قضیه ملکه سبا آنجا به هر حال قصد داشتند تختش را بیاورند بلقیس؛ چه کسی می­تواند این را بیاورد برای من حضرت سلیمان(ع) پیامبر خدا هست همه عالم در اختیارش هست، منطق الطیر دارد با پرنده صحبت می­کند، با مورچه صحبت می­کند باد در اختیارش هست همه چیز در اختیارش هست در عین حال این حضرت عیسی که همه عالم در اختیارش هست همه قدرت­های عالم را خدا در اختیارش قرار داده است در اینجا کمک می­گیرد می­گوید چه کسی می­تواند برود برایم عرش را بیاورد تخت بلقیس را بیاورد. چه کسی می­آورد اجنه می­گوید من می­توانم، قبل از اینکه از جای خودت بلند بشوی من می­توانم بیاورم خب این ولایت تکوینی هست دیگر چه چیزی هست مگر این؟.

مجری:

با اینکه آن اجنه نه امام بوده­اند نه نبی بوده­اند. جن بودند.

استاد یزدانی:

جن بودند دیگر، انسان­هم نبودند. خب دیگر چه کسی گفت؟ آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان(ع) و جانشین حضرت سلیمان(ع) این گفت قبل از اینکه پلک بزنی من برایت از این همه راه دور؛ خب حضرت سلیمان در فلسطین هست سرزمین سبا این همه هزاران کیلومتر با همدیگر فاصله دارند. خب این ولایت تکوینی را خداوند صریح واضح و روشن به ما نشان می­دهد. اگر کفر باشد خب اینها همه­اش کفر هست دیگر.

مجری:

همه باید تکفیر بشوند

استاد یزدانی:

همه بایدتکفیر بشوند

مجری:

انبیا را باید تکفیر بکنند

استاد یزدانی:

انبیا کافر می­شوند و به هر حال خدا هم نقل کفر می­کند و تأیید می­کند این مسئله را. خب متأسفانه اینها دقت نمی­کنند، مراجعه نمی­کنند تنها هدف­شان فقط زدن شیعه هست، تنها فقط تکفیر شیعه هست و این مسائل. حالا اینها شاید قرآن را قبول نداشته باشند خیلی برایشان مهم نیست قرآن من یکی دوتا مورد از خدمت­تان عرض کنم از خدای خودشان نشان بدهم. ابن تیمیه خدای وهابیت، پیامبر وهابیت، امام وهابیت، مؤسس وهابیت، همه چیز وهابیت آقای ابن تیمیه هست در کتاب «مجموع فتوای آقای ابن تیمیه که عبد الرحمن بن محمد قاسم و پسرش این کتاب را جمع کردند در عربستان سعودی، در وزارت اوقاف عربستان سعودی این کتاب را چاپ کرده جلد چهارم هست؛ من مجلد الرابع و العشرون عذر خواهی می­کنم». این جلد چهارم صفحه شماره سیصد و هفتاد وهفت، ببینید ابن تیمیه چه می­گوید چه روایتی را نقل می­کند « وقد جاء فی الأثر» خب اینها هم می­دانند معنای قد در اینجا چی هست. «یا عبدی» خداوند به بندگان خودش می­گوید؛ این حدیث قدسی هست از نظر ابن تیمیه « یا عبدی أنا أقول للشیء کن فیکن» « بنده من، من به چیزی می­گویم باش حتماً می­شود». کن فیکن، من می­گویم کن فیکن تا بگویم باش همان لحظه ایجاد می­شود خلق می­شود» «أطعنی» «از من اطاعت کن تا من هم» « أجعلک تقول للشیء کن فیکن» «تا من هم این قدرت را به تو بدهم» من این قدرت را به تو بدهم تا بگویی باش، باشد.

مجری:

 به عبدش این قدرت را بدهد که کن فیکن بگوید و باشد.

استاد یزدانی:

بله، بنده­ای از من اطاعت کند هرچیزی من گفتم اطاعت بکند به مقامی می­رسد که می­تواند بگوید کن فیکن، می­تواند خلق کند از صفر خلق کند اصلا. این روایت در کتاب­های شما هست ابن تیمیه نقل کرده « یا عبدی أنا الحی الذی لا یموت» «من آن زنده­ای هستم که هرگز نمی­میرد». من آن زنده­ای هستم؛ تو از من اطاعت کن من تو را کاری می­کنم که هیچ وقت نمیری. آیا ابن تیمیه کافر هست؟ بله که کافر هست خب کسی یک همیچین حرف­هایی بزندقطعاً کافر هست. خب ائمه ما آیا اطاعت نکردند از خدا می­توانید پیدا کنید یک موردی که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب از دستور خدا اطاعت نکرده است. یک مورد پیدا کنید در طول عمر او؛ این همه دشمنانش گشتند یک خورده­ای، اشکال کوچکی پیدا کنند نتوانستند پیدا کنند. این را هم خدمت­تان عرض کنم قطعاً اطاعت کرده و طبق این روایتی که خود ابن تیمیه به هر حال از خداوند نقل می­کند مشخص هست که امیرالمؤمنین می­تواند بگوید کن فیکن.

مجری:

خود روایت هم این چیزی که نقل می کنند یا عبدی بود بصورت مطلق هر بنده­ای، و چه بنده­ای بنده­تر و کامل تر از امیر المؤمنین.

استاد یزدانی:

بله هربنده­ای. از این گذشته حالا من خدمت­تان عرض کنم از ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمه برای تان نقل کنم. ابن قیم شاگر ابن تیمیه این هم خدای دومشان هست دیگر جانشین خدا هست. ابن تیمیه اگر خدای وهابیت باشد این جانشینش می­شود. «مفتاح دار السعادة نویسنده امام ابی عبدالله محمد بن ابی بکر ابن ایوب ابن قیم الجوزیه متوفی 751. کتاب در، المجلد الثالث در عربستان سعود دار آل من فوائد چاپ شده». چاپ ها را سعی می­کنیم از عربستان اگر باشد از جاهای دیگر نشان ندهیم. تحقیق عبد الرحمن من حسن من قائد که می­بینید همه مشخصات این کتاب را که در عربستان سعودی چاپ شده ایشان صفحه هزار و پانصد و سی و نه، بله یک روایتی به هر حال نقل میکند که حالا خیلی « و أمّا الأثر الذی ذکره مالکٌ عن یحی بن سعید أنّ عمر بن خطاب قال لرجل: ما اسمُک؟» و مسائلی روایت به هر حال مهم هست برای ما دی اینجا مهم نیست صفحه بعد صفحه هزار و پانصد و چهل که خدمتتان عرض کنم اینجا ببینیم چه میگوید: « و کثیراً ما یجری مثل هذا لمن هو دون عمر» اینجا عمر به هر حال یک کاری انجام داد یک خدمت­تان عرض کنم دستور به آتش داد که منزلش آتش بگیرد به شخصی می­گفت برو منزلت آتش می­گیرد، آتش می­گیرد دیگر، آتش گرفت.

مجری:

کن فیکن کرد.

استاد یزدانی:

کن فیکن کرد. دستور به آتش داد به هر حال، که «إذهب فقد إحترق منزلُک» خانه­اش اصلا آن شخص آتش نگرفته بود ولی عمر گفت برو خانه­ات آتش گرفت دیگر با همین گفتن عمر آتش رفت در خانه آن شخص را نابود کرد. خب می­گوید اینکه چیزی نیست « و کثیراً ما یجری مثل هذا لمن هو دون عمر بکثیر» کسانی که مقامشان از عمر پایین­تر بوده زیاد از این اتفاقات افتاده «فکیف بالمحَدَّث الملهم» پس چطور هست آن کسی که محدث هست با ملائکه همیشه صحبت می­کند، «الملهم» الهام می­شود به او «الذی ما قال لشیءإنّی لاَظنُّه کذا» عمر بگوید من فکر می­کنم که این اتفاق می­افتد همین قدر نمی­خواهد بگوید حتماً، «إنّی لاَظنُّه کذا» من اینطوری فکر می­کنم که اینگونه اتفاق خواهد افتاد«الا کان کما قال» حتماً اتفاق می­افتد عمر کافی است زبان باز کند دهانش را باز کند که من فکر می­کنم این کوه باید جابجا بشود، من فکر می­کنم خانه تو باید الآن آتش گرفته باشد.

مجری:

کن فیکن می شود.

استاد یزدانی:

 فوراً حتماً باید انجام بشود. « وکان یقول الشیء و یشیرُ به فینزلُ  القرآنُ بموافقته» «اصلا قرآن، عمر یک چیزی اشاره می­کرد قرآن موافق حرف عمر نازل می­شد».

مجری:

 بالاتر از حتی خود این کارهایی که همه انجام داده­اند.

استاد یزدانی:

بله، عمر بن خطاب به یک چیزی اشاره می­کرد به یک داستانی، مثلا می­گفت چقدر خوب هست که زنهای پیغمبر(ص) حجاب داشته باشند، روایتش حالا جای دیگر روایت را سند صحیح نقل کرده­اند. نعوذبالله خب تهمت هست اینها،

مجری:

 بعد آیه نازل می­شد.

استاد یزدانی:

 که پیغمبر(ص) با عایشه داشتند سر یک سفره غذا می­خوردند خلیفه دوم را دیدند صدایش زدند بیا غذا بخوریم با هم­دیگر آمد سر سفره نشست با هم­دیگر غذا بخورند سر سفره، خب آن زمان یک کاسه­ای تلیت می­کردند و هردو دست هم را، هم عایشه هم عمر دستشان را کردند در یک کاسه، همزمان دست­شان به دست هم­دیگر خورد. عمر عصبانی شد و غیرتی شد و گفت چقدر خوب هست که زن­های تو حجاب داشته باشند و این مسائل خوب نیست ایطوری که بعد تا این را گفت آیه نازل شد که دیگر از این به بعد زن­های پیغمبر باید پشت پرده باشند و کسی از پشت، فقط کسی می­خواهد با زن­های پیغمبر صحبت کند حتماً من وراء الحجاب باشد و از این مسائل. حالا این یکی از داستان­هایش هست در حدود بیست داستان نقل کرده­اند. «فإذا نزل الأمرُ الدینیُّ بموافقة قوله فکذلک وقوع الأمر الکونیِّ القدری موافقاً لقوله» «می­گوید اینکه وقتی مسئله تشریعی موافق قول خلیفه دوم نازل می­شود خدا آیه نازل می­کند»، آنطوری که عمر بن خطاب می­خواهد دیگر ولایت تکوینی که چیزی نیست. خدا آیه نازل می­کند. حالا این می­خواهد ­بگوید که مثلا فلان جا باید خراب بشود، فلان چیز باید درست بشود فلان مثلا اشاره می­کند رود نیل، به رود نیل اشاره می­کند که حتماً باید تو راه بیافتی، جریان پیدا کنی. به آتشی، آتش در مدینه خانه­های مردم آتش گرفته، آتش ساکت شو. زلزله می­آید به زلزله می­گوید ساکت شو، ساکت می­شود. اینها داستان­هایی هست که برای عمربن خطاب حالا اگر قرار باشد کفر باشد.

مجری:

اولین کسی که تکفیر می­شود باید ابن تیمیه باشد. اولین کسی که تکفیر می­شوود باید عمر بن خطاب باشد.

استاد یزدانی:

بله ابن قیم باشد. اینها همه از دم کافر می­شوند. خدمت­تان عرض کنم حالا از این داستان­ها زیاد هست حالا من یکی دوتای دیگر هم نشان می­دهم. آقای رملی شافعی در کتابی دارد به نام فتاوی الرملی فی فروع الفقه الشافعی، آقای امام شهاب الدین احمد بن علی بن همزه رملی متوفی 957 هست ایشان، تحقیق محمد عبد السلام شاهین در دار الکتب علمیه بیروت لبنان چاپ شده است. ایشان هم به هر حال از او، خدمت­تان عرض کنم. «سئل: عمن قال: من کرامات الولی أن یقول للشیء کن فیکن» می­گوید «اگر سؤال بپرسد که آیا ولی می­تواند بگوید کن فیکن» و بعد از این نهی کند کسی، می­تواند از این نهی کند؟ می­گوید هیچ همچین چیزی فاسد است درست نیست. « فهل ما ادعاه صحیح أو باطل» یک کسی بیاید پیش یک عالمی در بارۀ یک شخصی ادعا بکند که این می­تواند کن فیکن بکند. آیا آن عالم می­تواند نهی کند که همچین حرفی را نزن درست نیست، این ادعای باطل است فاسد است؟ ایشان جواب می­دهد. « فأجاب: بأن ما قاله صحیح» «اینکه یک شخصی ولی می­تواند کن فیکن بکند حرف صحیحی هست» چرا صحیح است؟ «إذ الکرامة الأمر الخالق فی للعادة یظهره الله تعالی ید ولیه» «خداوند گاهی بعضی از کارهای خارق العاده را بدست ولی خودش اظهار می­کند». خدمت­تان عرض کنم همانطورکه معجزه برای پیغمبر(ص) جایز هست، برای ولی هم جایز هست فرقی بین اینها وجود ندارد ولی می­تواند کرامت نشان بدهد، پیغمبر(ص) معجزه هیچ فرقی باهم ندارند، «لا فارق بینهما الّا التحدی» فقط تحدی فرقش هست که پیامبر(ص) وقتی معجزه­ای نشان می­دهد می­گوید من پیامبر هستم.

مجری:

 ادعای نبوت همراهش هست.

استاد یزدانی:

ادعای نبوت فقط می­کند ولی چی؟ ولی هم همان کارها را می­تواند انجام بدهد شق القمر هم می­تواند بکند ولی ادعای نبوت نمی­کند.

مجری:

تماماً ولایت تکوینی را دارد.

استاد یزدانی:

همه را دراد. «فمرجع الکرامة إلی قدرة الله تعالی» «خدا می­تواند چنین قدرتی در اختیار عبدش قرار بدهد» یا نمی­تواند؟ می­تواند پس«إن أراد استقلال الولی بذلک فهو کافر»« کسی ادعای استقلال بکند بدون قدرت خدا می­تواند کن فیکن بکند این کفر است» اما غیر از آن خدا به آقای فلانی قدرت داده که کن فیکن بکند، این اشکال ندارد خدا قدرت داده است دیگر این هم حرف ایشان. خدمت­تان عرض کنم باز من یکی دوتا از این علمایشان که کن فیکن هم کرده­اند. «النور السافر عن أخبار القرن العاشر آقای علامه عبد القادر بن شیخ بن عبدلله العیدروس، از علمای معروف­شان هست، متوفی 1038، در کتاب النور السافر یک داستانی را نقل می­کند در صفحه 418» می­گوید: «و ذکر سیِّدی الشِّیخ الوالد» پدر من این داستان را در کتاب فلانش نقل کرده است که جد اعلی او شیخ کبی ولی شهیر علوی بن شیخ فلان بن فلان همچین حرف­هایی زده، حالا، داستان­هایی در بارة آقای علوی بن شیخ قطب فقیه محمد بن علی نقل می­کند حالا مطالب زیادی تا در صفحه بعد ایشان می­گوید «قلت: و کان الشّیخ علوی هذا من آیات الله الکبری» «این شخی علوی که بحثش هست این از آیات الله الکبری بوده است»، آیات الله العظماء هم نبوده، کبری بوده ایشان «و هو من أمثال شیخ، و من مناقبه» از مناقبش چه چیزی بوده است؟ «أنه کان یعرف الشقی من السعید» «آدم بدبخت را از آدم خوشبخت می­شناخته است». این آقا خوشبخت می­شود آخرش سعادتمند می­شود یا بدبخت می­شود، عاقبت به خیر می­شود یا عاقبت به شر می­شود می­شناخت. « و یحی و یمیت بإذن الله تعالی» « به إذن خدا می­توانست بمیراند و زنده کند». بإذن خدا آقای علوی، شیخ علوی می­توانست زنده بکند یا بمیراند «و یقول للشیء کن فیکن بإذن الله» «اگر می­خواست چیزی را احیا کند فوراً می­گفت کن فیکن فوراً انجام می­شد». این هم خدمت­تان عرض کنم یکی از علمای دیگرشان من فقط خدمت­تان عرض کنم زیاد هست مطلب ساعت­ها می­شود در باره این مسائل صحبت کرد. من فقط یک مستند دیگر از زبان ابن تیمیه و سلفی­های امروزی نشان می­دهم. « شرح العقیدة الواسطیه آقای ابن تیمیه، که اصل کتاب، العقیدة الواسطیه مال ابن تیمیه هست، چه کسی شرج کرده است؟ شیخ محمد صالح الاُثیمن، متوفی 1421، کتاب هم در دار ابن جوزی در ریاض عربستان سعودی چاپ شده است، المجلد الثانی، » مفصل ایشان در دار ابن جوزی در ریاض هست دیگر این هم مشخصات چاپش، چاپ ششم 1421، و مشخصات دیگر چاپ ­هم مشخص هست. صفحه 300 به بعد می­گوید مذهب اهل سنت و جماعت این حدیث که کرامات اولیا را تصدیق می­کند، یک کسانی هم هستند که مخالف هستند، مثل معتزله و اینها که کرامت را برای علما و اولیا قبول ندارند؛ ولی ما اهل سنت و جماعت قبول داریم. بله ، حالا چه چیزهایی هست؟ بله علما گفته­اند کل کرامت ولی مثل معجزه پیغمیبر (ص) هست و از این مسائل« و لهذا قال بعض العلما» «بعضی از علما گفته­اند» «ما من آیة لنبی من الأنبیاء»«هیچ پیامبری از پیامبران معجزه­ای نداشته است از انبیاء گذشته» «إلِّا لرسول الله مثلها» «پیامبر هم مثل آن را داشته است» حالا می­ گوید اگر خدمت­تان عرض کنم اشکالات نقل می­کند می­گوید خب حضرت ابراهیم(ع) آتش برایش سرد شد، آیا برای پیامبر ما هم شده همچین چیزی؟ حضرت ابراهیم رفت داخل آتش و خداوند به آتش دستور داد « یا نار کونی برداً و سلاما». آیا برای پیامبر ما هم همچین اتفاقی افتاده است؟ جواب میدهد بله این چه حرفی است«فَاُجیب بانه جری ذالک لاتباع ارسول» اتباع امت اسلام از مسلمان ها هم کسانی بودند که همچین، مثلا در باره کی شده؟ در باره ابومسلم خولانی. این ابومسلم خولانی داستان زیاد دارد حالا ما یک داستان­های به هر حال خانه یک کسی می­آمد در مدینه و به هر حال از تابعین هست خانه یکی می­آمد و مهتلیم بر میگشت حالا دیگر داستان­اش بماند، بله این ابومسلم خولانی هست. می­گوید ایشان چه کار می­کرد؟ میرفت داخل آتش و آتش برایش سرد می­شد مثل حضرت ابراهیم(ع) بله، حالا می­گوید از این اتفاق ها زیاد افتاده باز می­گوید سؤال می­شود اشکال می­شود بکند، برای حضرت موسی خداوند دریا را شکافت رود نیل را شکافت اینها راحت آمدند رشد شدند اما فرعون آمد و غرق شد می­گوید همچین اتفاقی افتاده برای حضرت موسی آیا برای پیغمبر ما هم افتاده؟ می­گوید بله این که چیزی نیست  آقا الابیل الخضروی هم همین کارها را انجام داده است این که چیزی نیست «حَیثُ مَشوعلی ظهرالماء» برای حضرت خدمت تان عرض کنم موسی خداوند دریا را شکافت ولی این آقا چه کار می­کرد؟ روی آب راه می­رفت بالاتر از آن لازم نبود خدا بشکافت که روی آب راحت راه می­رفت. بله، خب می­گوید باز اشکال می­کنم می­گوید حضرت عیسی(ع) احیاء الموتی داشت مرده زنده می­کرد این همچین اتفاقی برای پیامبر ما نیفتاده، میگوید نه این چه حرفی هست تو می­زنی. جواب داده می­شود که این برای خدمت­تان عرض کنم که، اتباع پیغمبر(ص) هم اتفاق افتاده است. در کجا اتفاق افتاده؟ یک شخصی از مسلمانها بود، حماراو، با حمار او داشتند یک سفری می­رفتند، حمار بیچاره وسط راه مرد این توانست همان حمار را؛ « فدعا الله تعالی أن یحییه فأحیا الله تعالی» « خدایا این الاغ من مرده است زنده­اش کن همانجا خدا برایش زنده کرد ». بعد خدمت­تان عرض کنم آیا برص شفا داده­اند یا نداده­اند. تک تک می­آورد فلانی کرد فلانی انجام داد، و مسائل دگر. حالا صفحه بعد مثلا آقایی کسی اسب خودش را زنده کرده. آقای صلة بن أشیم، اسب خودش را زنده کرده، اسب خودش را زنده کرده آقای للعلاء بن خزرمی از آب دوباره همان مسائل؛ و همینطور سعد بن أبی وقاص، سعد بن أبی وقاص خدمت­تان عرض کنم همان سعد بن أبی وقاص معروف ایشان از رود دجله از روی آب همینطور رد می­شده صلا نیاز نبود خدا برایش، خدمت­­تان عرض کنم قصه­اش هم در تاریخ مشهور است. این همه خدمت­تان عرض کنم باز صفحه بعد، صفحه 340.

مجری:

 تک تک معجزات را همانطور که شمردند مجبور شده­ برایشان یک چیزی پیدا بکنند بیاورند.

استاد یزدانی:

دقیقاً مگر می­شود این معجزات را حضرت عیسی(ع) داشته باشد، حضرت موسی(ع) داشته باشد و سنی­ها نداشته باشند، نمی­شود که. حالا دانه دانه مثال­های دیگری هم می­زند، جالب هست این مثال­ها، از علوم چه مثالی می­خواهی برایت بزنم، مکاشفات«أن الله أطلعه علی ما فی بطن زوجته_ الحمل_ اعلمه الله أنه اأُنثی» ابوبکر یک معجزه داشت، معجزه­اش چه بود؟ «خدا به ابوبکر الهام کرد، خدمت­تان عرض کنم یا وحی کرد حالا هر طور دیگر به هر حال وحی کرد یا الهام کرد که خانمت را که بنت خارجه هست این بچه­ای که در شکمش هست این دختر هست». خدا چطوری به ابوبکر فهماند؟ جبرائیل را نازل کرد یا نه علم لدنی بود چه بود این قضیه­اش؟ می­گوید این اتفاق افتاده­است. همین را اگر ما برای ائمه بگوییم چه می­گویند برای­مان؟ همین را برای پیامبر(ص) بگوییم هزار جور فحش می­دهند به ما.

مجری:

 شما گفتین علم غیب دارد و شما کافر شده­اید و.

استاد یزدانی:

کافر شدیم، حالا جالبه مثال بعدی، می­گوید برای خلیفه دوم هم همچین اتفاقی افتاده بود روز جمعه­ای خطبه می­خواند روی منبر « فسمعوه یقول: یا ساریة! الجبل!، یا ساریة الجبل» عمر بن خطاب خطبه می­خواند خطبۀ نماز جمعه وسط خطبه گفت « یاساریة الجبل، یا ساریة الجبل» بعد از مدتی این ساریة فرمانده مسلمان­ها بوده در یک جنگی با ایرانی­ها خدمت­تان عرض کنم که آنجا در حال شکست بوده است که داشتن شکست می­خوردند که یک صدایی از آسمان شنیدند که «یا ساریة الجبل! یا سارة الجبل» «به کوه پناه ببر از کوه کمک بگیر» از این مسائل بعد از مدتی ساریة برگشت گفت بله آنجا داشتیم شکست می­خوردیم و صدای شما را شنیدیم و این مسائل و « فسمع ساریة صوت عمر و انجاز إلی الجبل و تحصن به» از راه دور مدینه کجا، حالا داستان را بعضی­ها گفته اند در نهاوند بوده، بعضی­ها گفته­اند در فسای شیراز بوده است. حالا هر کجا هزاران کیلومتر آنطرف­تر را خلیفه دوم صدایش را می­رساند این خدمت­تان عرض کنم ولایت تکوینی هست یا نیست؟ چیست این قضیه­اش؟ آیا کفر است؟ حالا حرف مثل آقای سجودی اگر حرف بزنیم، کسی که خودش قضای حاجت می­کند آن­هم با آن وضعیتی که حالا بعدش به خدمت­تان عرض کنم استنجایش با دیوار هست در این مثال حالا دیگر نمی­خواهیم وارد جزئیاتش بشویم. ایشان صدایش را از مدینه به فسا می­رساند هیچ مشکلی ندارد. برای ائمه اهل­بیت اشکال دارد؟ کفر هست؟ شرک هست؟ بت پرستی هست؟ خدا درست کردن هست؟ خب اینها را چرا نمی­بینید در کتاب­هایتان؟ به قول معروف تیر چراغ برق را در چشم خودتان نمی­بینید یک خار را بله روی دست بقیه می­بینید. بابا یک خرده فکر کنید یک خرده وقتی می­خواهید شبه بکنید قبلش کتاب­های خودتان را بگردید یک برنامه مفصل از اول تا آخرش را یک سره فحش داد به شیعه کلیپ پخش کرد، جسارت کرد به شیعه که شما قائل به ولایت تکوینی هستید. خب اینها چیست اگر ولایت تکوینی نیست؟ شما به اینها قائل نیستید؟ خب من از خدمت­تان عرض کنم از ابو حنیفه و شافعی و مالک هم که نشان ندادم از کتاب ابن تیمیه با شرح آقای محمد بن صالح العثیمن از مفتی­های عربستان سعودی و از سلفی­های شما که صریح واضح، اینها بخشی از این چیز بود. بعد خودش هم جالب است در آخرش می­آید می­گوید اینهایی که من نقل کرم ابن تیمیه در کتاب فرقان فراوان نقل کرده است. «یقول الشیخ الإسلام فی کتاب الفرقان هذا باب واسع » باب واسعی هست این خیلی، من بعضی از کلامات را نقل کردم.

مجری:

عجب، زمانی که اینها برای خودشان هست همه­شان افتخار است و زمانی که برای اهل­بیت می­شود، می­شود تکفیر و کفر و شرک و اینها که بله آقای سجودی همین، همین چیزی که استاد بزرگوار فرمودند اگر بنا بر تکفیر باشد اولین کسانی که شما باید تکفیر بکنید ابن تیمیه هست، ابن قیم هست، بن عثیمن هست، اینها هستند، با کلام خودتان البته بخواهید اینها را تکفیر بکنید که نمی­دانم حالا این حساب پای خودتان­باشد آیا می­خواهید تکفیر بکنید یا نه. خب خیلی تشکر می­کنیم استاد از این روشنگری شما و کلیپ بعدی قبل از اینکه بخواهید ببینید خدمت­تان عرض کنم که شماره­ها هم زیر نویس شده است برای همه شما و چنین امکانی برایتان هست که تماس بگیرید و إن­شاء الله صدایتان را در استدیو می­شنویم و  بررسی می­کنیم صحبت شما را. خب با هم کلیپ شماره 11 را ببینیم.

کلیپ11:

در غزوه بدر، در غزوه بنی المصطلق، در غزوه تبوک در غزوه، در غزوه تبوک حضرت علی را سرپرست زنان قرار داد. که چونکه محرم بود بلاخر حضرت علی محرم بود سرپرست زنان و زمانی که پیامبر و اصحاب رفتند و از مدینه خارج شدند جایی به نام جرف رسیدند علی بن ابی طالب دوان دوان آمد خدمت رسول الله (ص) گفت یا رسول الله این منافقین در مدینه مرا مسخره می­کنند. گفت چیست؟ گفت به من می­گویند شما را سرپرست زن و کودکان قرار داده. یعنی شما وزن­تان خیلی کم هست بی لیاقت هستید شما انسان­های فلان، من را ، من نمی­نشینم، من را ببر با خودت، من با شما می­آیم فرمود علی بنشین، بنشین آیا دوست نداری که «اما ترضی ان تکون بمنزلة هارون من موسی» «هارون موسی را زمانی که به کوه طور رفت جایگزین خودش، جانشین خودش کرد». پس برگرد دلداری­اش کرد و برگشت و سرپرست خانواده و زن و فرزندان رسول الله(ص) شد، در.

مجری:

بله این هم باز کلیپی دیگر بود که سؤال این بود شبه این بود که این حدیث منزلتی که شیعیان به آن قائل­اند این دلالتش را الکی اینها می­آیند واسع می­کنند و می­گویند که چنین دلالت گسترده­ای دارد بلکه این منحصراً در همان جریان غزوه تبوک هست.

استاد یزدانی:

بله خدمت­تان عرض کنم، برنامه­اش مفصل این بود که داشت می­شمرد که فلانی در فلان جنگ جانشین پیغمبر(ص) بوده؛ عبدالله بن ام مکتوم، نمی­دانم فلانی، فلانی، فلانی و جنگ­های متعدد را موضوع برنامه­اش این بود که اینها جانشین پیغمبر(ص) بوده­اند و امیر المؤمنین هم جانشین پیغمبر(ص) بوده خب چیست این اتفاق؟ حالا این مثلا؛ بعد هم جالب هست دقیقاً همان حرف را که منافقین تکرار می­کردند در آن زمان و پیغمبر(ص) مشت محکمی زد به دهان آنها دقیقاً همان را تکرار می­کنند. می­گوید امیر المؤمنین در مدینه فقط جانشین بود بر زن­ها. چرا؟ چون با زن­ها محرم بود بابا حضرت علی(ع) با همه زن­های مدینه مگر محرم بود. با همه زن­های مدینه محرم بود؟ نبود که فقط با همسر خودش با دختر خودش محرم بود خب حالا مادرش هم که آن زمان زنده نبوده در جنگ تبوک، خدمت­تان عرض کنم با زن­های پیغمبر(ص) هم محرم نبود ایشان دلیل اینکه پیغمبر(ص) امیرالمؤمنین را در مدینه گذاشته است. می­گوید چون با زن­ها محرم بود علی (ع) را گذاشت. این چه حرفی هست که تو می­زنی خب با کی محرم بود آیا با عایشه امیر المؤمنین محرم بود؟ نبود که، با حفصه محرم بود؟ محرم نبود، بابا یک خرده فکر کنید بخدا ضرر ندارد فکر کردن شما می­خواهید فضائل امیرالمؤمنین را انکار کنید دشمنی کنید با امیرالمؤمنین یک خرده فکر کنید. اینقدر گاف، اینقدر سوتی، اینقدر حرف­های عجیب و غریب نزنید تو را به خدا. ببینید تفاوتی که، حالا این بحث حدیث منزلة مفصل هست من فقط یک روایت خدمت­تان نشان می­دهم تا تفاوت جانشینی امیرالمؤمنین را با همه آنهایی که جای پیغمبر(ص) در مدینه بودند را نشان بدهم. «کتاب السنة ابن ابی عاصم با تحقیق آقای محمد ناصر الدین البانی وهابی» بارها ما این روایت را نشان داده­ایم قبلا، دیگر بیننده­های عزیزمان هم جلد کتاب هم اسم کتاب هم آدرس همه چیز را حفظ هستند «جلد دوم از کتاب السنة ابن ابی عاصم متوفی287، آقای البانی تحقیق کرده است متوفی 1420، در المکتب الاسلامی در خدمت­تان عرض کنم، فکر کنم در لبنان هم چاپ شده است» روایت این هست که از ابن عباس نقل شده که پیغمبر(ص) به امیرالمؤمنین فرمود: «أنتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی، اِلا اَنَّکَ لَسْتَ بنَبیا» «علی جان تو همان منزلة­هایی را داری که هارون داشت تمام آن ویژگی­هایی را که هارون داشت». و در قرآن همه­اش آمده است. وزارت و نمی­دانم و چی و چی و خلافت و همه را داری فقط یک چیز نداری آن این است که هارون پیغمبر بود تو پیغمبر نیستی. هارون چون پیامبر بود آن مقامات را خدا به او داده بود تو پیغمبر نیستی و همه آن مقامات را داری با یک تفاوت، این یک تفاوت و تفاوت بعدی « إنه لا ينبغي أن أذهب إلّا» خب این جمله در اصل کتاب نیست آقای ألبانی اضافه کرده است. « وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي، فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي». تو بعد از من، ببینید پیعمبر چه می­فرماید: «علی جان تو جانشین من هستی در میان همه مؤمنان ». نه در بین زن­ها، نه آنطوری که این وهابی پلید دارد به امیرالمؤمنین توهین و جسارت می­کند حرف همان منافقین را تکرار می­کند. که علی را پیغمبر جانشین خودش کرده بود در میان زن­ها چون با زن­ها محرم بود، این چه دلیل مسخره­ای هست که تو می­آوری. « وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي، فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي» بعد از من، بعد از من تفاوتش در این هست که تو بعد از من جانشینم هستی؟ خب مثلاً در فلان جنگ ابن مکنون بود پیغمبر همچین حرفی در باره­اش زد؟ نمی­دانم در فلان جنگ عثمان بود که دارد دروغ می­گوید البته. خب اینها را داشت می­شمارد. فلان جنگ عبد الرحمان بن عوف بود، ولی ابوبکر و عمر هیچ وقت جانشین پیامبر نبوده­اند اگر بودند که پدر مردم را در آورده بودند. بله با این حرف­هایشان اما امیرالمؤمنین فرقش این هست « وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي، فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي» « تو جانشین من هست در میان همه مؤمنان بعد از من».

مجری:

نه تنها زنان بلکه هم زنان هم مردان و نه تنها در همان زمان بلکه تمامی اوار بعد از آن.

استاد یزدانی:

 بعد از من تو جانشین من هستی آقای ألبانی هم می­گوید سند روایت معتبر هست این تفاوتش هست که متأسفانه وهابی جماعت نمی­تواند این تفاوت را درک کند. وهابی جماعت نمی­خواهد این تفاوت را درک کند که امیر المؤمنین با آن جانشین­های دیگر فرق داشتند امیرالمؤمنین قرار بود جانشین بعد از پیغمبر بشود و پیغمبر صریح گفته است، واضح گفته است، ولی خب متأسفانه اینها نمی­خواهند حرف قبول کنند. در خدمت­تان هستیم.

مجری:

 همان بیان حضرت­عالی که مغز متفکر این بحث شیطان هست که آن زمان در قالب منافقین ظاهر می­شد و این صحبت­ها را می­کرد و الآن هم در قالب این وهابیونی که هستند و همان شیطان هست وهمان برنامه­ها را دارد انجام می­دهد. بسیار خوب و عالی، استفاده کردیم. کلیپ بعدی، کلیپی هست باز از آقای خدمتی، کلیپ شماره دوازده را با هم ببینیم.

کلیپ12:

 انسان مؤمن با تقوی کسی نمی­تواند اذیتش کند نه سحر ساحر نه اعمال جنی نه هم انسان حسود شما خود را واکسینه کرده­اید شما شب و روز اهل نماز و اهل قرآن و اهل ذکر و اهل ورد هستید چگونه می­شود سحر و جادو و جن و اینها با شما کاری انجام بدهد. یک دژ محکمی قرار داده­اید در آن نشسته­اید چه کسی می­تواند به شما آسیب برساند این دژ هم تلاوت قرآن هست و ذکر و آیة الکرسی و نماز های پنجگانه. سؤال دوم تان این بود که در لوء لوء و المرجان حدیثی از ام امؤمنین عایشه ذکر شده است که پیامبر سحر شد، ای حدیث صحیح هست ساحر هم لبید بن اعصم یهودی بود و رسول الله(ص) بعد از اینکه آیات ناس و فلق بر او نازل شد هر آیه­ای که می­خواند گره­ای از این سحر باز می­شد و گشوده می­شد. این لطمه­ای به شخصیت رسول الله (ص) نمی­زند این عمل سحر از زمان فرعون و موسی بوده ادامه دارد در این زمان هم هست اقعیت دارد.

مجری:

 بله آقای خدمتی، خدت شما عرض می­کنیم ما این برنامه را می­سازیم که بخواهیم شما این شبهاتی را که مطرح می­کنید حالا چیزهایی را که می­سازید از خودتان بخواهیم اینها را پاسخ بدهیم اما مثل اینکه خودتان قبل از آن با تناقض گویی­هایتان با دروغ های آشکاری که خیلی واضح و مبین هست برای بینندگان خودتان خیلی راحت­تر و ساده تر جواب آنها را می­دهید. در این کلیپی که پخش شد در ابتدا این آقای خدمتی آمد گفت که بله اگر کسی مسحور بشود این نشانه از این دارد که ای فرد تقوا نداشته این فرد فردی مؤمن نبوده است چرا که اگر کسی که فردی مؤمن باشد فردی با تقوا باشد که سحر نمی­شود. نمی­شود چنین کسی از دژ مستحکم الهی خارج بشود، پس هر کسی که سحر بشود نشان می­دهد که تقوا نداشته است ایمان نداشته است، آدم مؤمن و آدم خوبی نبوده است این مطلب ابتدای کلیپ بود. بعد از آن می­آید یک بیننده­ای مثل اینکه تماس می­گیرند حالا در برنامه­ی دیگری و یک روایتی را به ایشان متذکر می­شود که بله مثل اینکه یک روایتی داریم که در کتاب صحیح بخاری سنی­ها به آن قائل­اند وهابی­ها به آن قائل­اند به آن رواتی که این پیامبر سحر شده و آیا این دوتا با هم سازگار هست اگر قرار باشد فرد با تقوا و مؤمن سحر نشود آیا با تقواتر و مؤمن­تر از پیامبر داریم اصلاً؟ چنین تناقض آشکاری را آقای خدمتی در کلامش بود و یک روایتی هم از صحیح بخاری این بیننده به او متذکر شد. چنین روایتی هست؟ استفاده می­کنیم استاد از محضرتان.

استاد یزدانی:

 بله خدمت­تان عرض کنم توضیحات شما کامل بود من فقط روایت صحیح بخاری را نشان بدهم «صحیح بخاری که خدمت­تان عرض کنم در عربستان سعودی وزارت اوقاف عربستان سعودی چاپ کرده و یکی از شکیل­ترین چاپ­های صحیح بخاری هست، دار السلام در ریاض عربستان سعودی که خود وزارت اوقاف عربستان این کتاب را چاپ می­کند، چاپ اول سال1417،چاپ شده، کتاب الطب باب شماره 49». بحث سحر را از، من سریع این را بگویم که وقت­مان گرفته نشود از عایشه نقل می­کند که «قالت کان رسول الله (ص)» نعوذ بالله، استغفر الله ربی و اتوب الیه، عذز خواهی می­کنیم از محضر رسول خدا با خواندن این روایات و این چرندیاتی که اینها در کتابهای­شان نقل کرده­اند، شرمنده­ایم ولی خب برای جواب مجبور هستیم اینها را بخوانیم« قالت کانَ رسول اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم سُحِرَ حتی کان یَرَی أَنَّهُ یَاتِی النِّسَاء ولا یَاتِیِهِنَّ». استغفر الله ربی  و اتوب الیه، « پیغمبر سحر شده بود تصور می­کرد که نعوذ بالله، نعوذ بالله طوری، حرکاتی از خودش نشان می­داد که نعوذ بالله الآن دارد با زن­ها مثلا مواقعه انجام می­دهد نزدیکی می­کند در حالی که این کار را انجام نمی­داد واقعاً» نعوذ بالله یک سحر عجیبی که یهودی بنام لبید ابن اعصم انجام داده بود که پیغمبر دیگر مغز پیغمبر را در اختیار خودش قرار گرفته بود، دیگر پیغمبر در اختیار خودش نبود، با حرکات، کاری می­کرد که پیغمبر یک سری حرکات بسیار رکیک و زشت انجام بدهد متأسفانه. خب چنین توهین زشتی را اینها در صحیح­ترین کتاب­شان نقل کرده­اند روایت بعدی هم دقیقاً همین هست. روایت باب السحر، باب 50، حدیث 5766 از صحیح بخاری باز« سحره رسول الله إنه ان لَیُخَیِّلُ الیه أَّنهُ یَفعَلُ شیء و ما فَعَلَه » حالا دیگر رویش نشده دیگر بگوید آن کار چه بوده در روایت قبلی خب صریح گفته بود نعوذبالله آن کار چه بوده. خب این روایت را اینها نقل کرده­اند در صحیح بخاری­شان متأسفانه اینقدر زشت اینقدر رکیک از آن طرف مؤمن اگر قرآن بخواند که دیگر سحر نمی­شود، مؤمن اگر تقوا داشته باشد که سحر نمی­شود پیغمبر قرآن نمی­خواند؟ صاحب قرآن قرآن نمی­خواند؟ آن یک یهودی بیاید اینطور سحر کند پیغمبر را در، خب از کجا معلوم که بقیه کارهایی که پیغمبر کرده است، تمام سنت پیغمبر اینطور زیر سؤال می­رود از کجا معلوم که سحر نکرده باشد آیات را الکی الکی از، نقل نکرده باشد، اینها خیلی.

مجری:

در تأیید آن برنامه یهوابیت که اینها که اصلا پیامبر آنها یک پیامبر ساختگی هست که فرق می­کند با آن حقیقت.

استاد یزدانی:

اصلا دقیقاً حرفی می­زند که حجیت سنت پیغمبر را زیر سؤال می­برد این روایت ولی خب متأسفانه این تناقض گویی هایشان، ما کلیپ پخش می­کنیم دقیقاً از خودشان جواب خودشان را می­دهیم. در خدمت­تان هستیم.

مجری:

استفاده کردیم ممنون هستم. خب خیلی استفاده کردیم از بیان استاد و تماسی داریم که اگر اتاق فرمان وصل بکنند صدای این، بله یک میان برنامه با هم ببینیم و بعد از آن إن­ شاء الله در خدمت شما بیننده عزیز هستیم. سلام مجدد عرض می­کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز همه شمایی که تا این لحظه همراه برنامه بودید. خب تا اینجا کلیپ­های مختلفی را نشان دادیم و تناقض­های آنها را برای همه شما بینندگان عزیز واضح و روشن و آشکار کردیم. خب تماس­ها همینطورکه زیرنویس شده است، تمام شما بینندگان می­توانید تماس بگیرید و إن شاء الله صحبت­تان را می­شنویم و به بررسی آن می­پردازیم. خب الآن صحبت می­کنیم با آقای پهلوانی نژاد از اصفهان، در خدمت هستیم بفرمایید.

بیننده آقای پهلوانی نژاد از اصفهان:

الو سلام

مجری :

سلام علیکم

بیننده:

شرمنده سؤال داشتم

مجری:

 در خدمت­تان هستیم بفرمایید

بیننده:

در کتاب کفایة الأثر در صفحه 373 یک روایتی هست که فکر کنم امام صادق(ع) می­آید و تک تک اسم ائمه را نام می­برد که کدامشان خلیفه می­شوند بعد می­آید و تک تک نام می­برد درست هست؟

مجری:

 بله

بیننده:

آن وقت اینجا می­آیند از کلمه ثمَّ استفاده می­کنند.

مجری:

بله خب سؤال؟

بیننده:

 این ثمَّ الآن دلالتی که می­­کند این هست که با یک فاصله­ای اینها بعد از هم امام می­شوند.

استاد یزدانی:

از زبان امام صادق(ع) هست؟

بیننده:

فکر کنم بله این را شبکه ولایت خوانده بودند آن­وقت از کلمه ثمَّ هم داخلش استفاده شده است.

مجری:

خب این ثمَّ که شما دارید می­فرمایید همانطور که در قواعد عرب  و اینها

استاد یزدانی:

کفایة الأثر فرمودین؟

بیننده:

بله، بله صفحه 373

استاد یزدانی:

فایة الأثر من پیدا کنم.

مجری:

بله حالا تا استاد بزرگوار اصل متن اصلی را بیاورند، مستحضر باشین که در کلام عربی همین کلمه ثم که شما به آن اشاره می­کنید، بله اشاره می­کند به ترتیب، یعنی اینکه یک فردی می­آید بعد از آن فرد دیگری می­آید، اما اینکه شما بخواهید تراخی را از این برداشت بکنید یعنی بخواهید برسانید که یک فاصله­ای بین اینها باشد و حریت نداشته باشد نه در ادبیات عرب چنین چیزی نبوده که حالا شما الآن دارین ادعا می­کنین باز هم اگر.

استاد یزدانی:

اگر صفحه مانیتور بنده را نشان بدهید من ثم نمی­بینم در صفحه 73 فرمودین؟

بیننده:

 بله « یَعْلَمُ أَنَّ اَلْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّه صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» ... « ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ»

استاد یزدانی:

ثم ندارد این روایت صفحه 73، احتمالاً حالا، روایت صفحه 74 شاید باشد خدمت­تان عرض کنم باز ثم، ثم­ای که شما می­گویید صفحه 74 هم نیست حالا من پیدا می­کنم برایتان مشکل ندارد مشکلتان با ثم چی هست؟

بیننده:

والله این ثم که بیاید یعنی اینکه با فاصله بعد از هم امام می­شوند.

استاد یزدانی:

نه ثم یعنی بعد از فلانی، آقای فلانی ثم فلانی بعدش دیگر ثم فقط بعدیت را می­رساند تراخی را نمی­رساند.

مجری:

بله بسیار عالی خب تماس شما را شنیدیم و تشکر می­کنیم از تماسی که برقرار کردید برای طرح کردن سؤال.

استاد یزدانی:

فکر کنم ایشان، پیدا کردم اسکنش را، اینکه در شبکه ولایت ما نشان دادیم، صفحه مانیتور بنده باشد. کفایة الأثر خدمت­تان عرض کنم صفحه 370، ایشان 373، فرمودند؟

بیننده:

بله بله

استاد یزدانی:

بله صفحه 370 خب روایت سندش صحیح هست « حدثنا حسین بن، هارون بن موسی، محمد بن حسن، محمد بن حسن صفار، یعقوب بن یزید، محمد بن ابی عمیر، هشام بن حکم» که نزد امام صادق(ع) بودیم که معاویة بن وهب آمد و عبد الملک بن أعین این مسائل به هر حال تا اینجایی که ثم قال یا معاویه « یا معاویه إن محمداً لم یر ربه» حالا اینها که مقصود نیست احتمالاً صفحه بعد با همین­جا روایتش را خدمت­تان عرض کنم که ثم که شما می­فرمودید « ثم قال إنَّ أفضَلَ الفَرائِضِ وأوجَبَها عَلَى الإِنسانِ مَعرِفَةُ الرَّبِّ و الإقرار» تا صفحه بعد احتمالاً صفحه شماره373 همان 373 که شما فرمودین« أن الامام بعد رسول الله صلی الله علیه وآله عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ و بَعدَهُ الْحَسَنُ ثُمَّ َ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ » همین را می­فرمایید دیگر؟.

بیننده:

بله، بله

استاد یزدانی:

الآن مشکلش چیست؟

بیننده:

 این ثم را می­خواستم که با یک فاصله­ای بعدی امام می­شود.

استاد یزدانی:

ثم در عربی  معنایش مشخص هست، نفر بعدی، نفر بعدی، نفر بعدی.

مجری:

 اتفاقاً دقیقاً خود همین روایت استفاده می­شود از آن که همان چیزی که  در جلسه اول هم از آن بحث شد که خلفای اثنا عشر را تصریح دارند خود اهل سنت در کتب خودشان بصورت متواتر و همین هم دلالت بر چنین چیزی دارد و ثم هم که دلالتش واضح هست به معنای بعد از آن هست و معنای فوریت یا تراخی اصطلاحاً یا فاصله، این فاصله را که شما می­فرمایید در دلالت ثم وجود ندارد. بسیار خب تشکر می­کنیم از تماس­تان. آقای هاشمی از قم در خدمت­تان هستیم بفرمایید.

بیننده آقای هاشمی از شهر مقدس قم:

 سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

 سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

 عرض سلام و خسته نباشید داریم خدمت شما مجری گرامی بینندگان عزیز و استاد محترم سؤال داشتم اینکه ما یکی از ادله خلافت امیرالمؤمنین را ماجرای یوم الدار بیان می­کنیم، اینکه آنجا حضرت یکی از اولین جاهایی بود که امیرالمؤمنین را به عنوان خلیفه و وصی خودشان تعیین کردند بعد از این طرف مخالفین شبه می­کنند که خب اگر اینطور هست پس چرا در ماجرای لیلة المبیت مشرکین که پیامبر را پیدا نکردند، امیرالمؤمنین را پیدا کردند، چرا امیرالمؤمنین را نکشتند، حالا درست هست پیامبر گیرشان نیامد بلاخره خلیفه پیامبر که گیرشان آمد می­توانستند ایشان را به شهادة برسانند. چرا این کار را نکردند؟ همین می­گویند دلیل بر این است که در ماجرای یوم الدار امیرالمؤمنین را، پیامبر خلیفه تعیین نکرد. این شبه را اگر می­شود جواب بدهند.

استاد یزدانی:

اگر آن مشرکین به اندازه این وهابی­ها هوش و زرنگی داشتند شاید این کار را انجام می­دادند دیگر. خدمت­تان عرض کنم آن یوم الدار ماجرای یوم الدار در بین خانواده پیغمبر هست چهل نفر از بنی هاشم هستند همه ولی چه کسی گفته است در زمان حمله به خانه همان چهل نفر حمله کردند، همان­ها بودند که حمله کردند می­دانستند؟ تازه بر فرض­ هم اگر بدانند آنها پیغمبر را گیر نیاورده­اند، دنبال پیغمبر­اند دنبال امیرالمؤمنین نیستند، نتوانستند بکشند، امیرالمؤمنین را کتک زدند، طبق برخی از روایات البته طبق روایتی که بضی از سنی­ها نقل کرده­اند. اگر می­توانستند حتماً این کار را انجام می­دادند. آنها دنبال پیغمبر بودند، دنبال پیغمبر بودند دستشان به پیغمبر نرسیده بود و اصلا کاری به امیرالمؤمنین (ع) نداشتند. البته اگر مثل وهابی­ها زرنگ بودند پیشبینی می­توانستند بکنند و اینقدر هوش داشتند که خب این بعدش قرار است خلیفه بشود باید این را هم بکشیم. خب دیگر اندازه وهابی­ها هوش نداشتند.

مجری:

که البته بعد از آن تلاش­های زیادی هم انجام دادن برای اینکه بخواهند این کار را انجام بدهند. بسیار خب خدا حافظی می­­کنیم با جناب آقای هاشمی و استاد وقت مختصری داریم جمع بندی بفرمایید و استفاده کردیم.

استاد یزدانی:

بله خدمت­تان عرض کنم ما وقت­مان کم شد متأسفانه کلیپ زیاد داشتیم، کلیپ­های بعدی دروغ­هایی بود که شبکه­های وهابی در همان شبکه گفته­بودند إن شاء الله هفته­های بعد آنها را پخش خواهیم کرد به هر حال امشب بحث مان بحث ولایت تکوینی بود که ثابت کردیم این ولایت تکوینی یک ریشه قرآنی دارد حضرت عیسی (ع)، آصف بن برخیا(ع)، اجنه، خیلی­ها در قرآن کریم می­شود ولایت تکوینی آنها را از قرآن ثابت کرد و همینطور از روایات اهل سنت، خدمت بینندگان عزیز از منابع خود وهابی­ها و سلفی­ها ثابت کردیم خیلی­ها در تاریخ ولایت تکوینی هرچند که همه شان دروغ بود همه­شان از دَم جعلی بود اینها چون دیدن ائمه اهل­بیت (ع) همه­شان ولایت تکوینی داشتند آمده­اند در به هر حال در برابرش روایات جعلی زیادی درست کردند ولی ما از همان روایات جعلی که خودتان ساخته­اید علیه خودتان استفاده کردیم و ثابت کردیم که اگر ولایت تکوینی کفر باشد اولین کافر خدمت­تان عرض کنم همانی­ است که شما اسم بردید. خلیفه اول و ابن تیمیه و خلیفه دوم و ابن قیم و اینها اگر کفر باشد ولایت تکوینی اینها هم کافر هستند. درخدمت­تان هستیم.

مجری:

بسیار عالی خیلی ممنون خیلی استفاده کردیم از محضرتان تماماً دیدید که تک تک این کلیپ­هایی که پخش می­شد بسیاری از آنها که تناقضات خودشان در دل خود همان­ها کلیپ­ها آدم بخواهد نگاه بکند متوجه می­شود از همان کلیپ­هایی که پخش شد از همان­ها هم ما بهره بردیم و دروغ آنها را به خودشان برگداندیم. و این روال برنامه هست که این شیوه برنامه را چالشی کرده است و باعث شده که همه شما بینندگان عزیز به بینندگان پر و پا قرص این برنامه بپیوندید و همیشه همراه ما باشید. خب إن شاء الله تا دو شنبه شبی دیگر و وقتی دیگری که إن شاء الله در خدمت­تان باشیم و بتوانیم استفاده بکنیم از محضر استاد یزدانی عزیز إن شاء الله خدمت­تان خواهیم رسید« اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیانا مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَماتَنَا مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ »

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 



1 | احمد رضا | , آمریکا | ۱۳:۵۷ - ۳۰ تير ۱۳۹۹ |
سلام
چرا برنامه کلمه طیبه یک موضوع سلسله وار و مشخص ندارد؟ چرا هر هفته یک موضوع و گاهی در یک هفته چندین موضوع را بررسی می کند.
آیا بهتر نیست که یک موضوع به صورت عمیق و ریشه ای بررسی شود. به نظرم این طور بیننده ها به نتایج بهتری می رسند.
لطفا به اساتید منتقل کنید.
   
* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: