-
آیت الله طبسی
1:01:11 دقیقه
جایگاه امام رضا ع نزد مسلمانان 21 اردیبهشت 1405 -
انیس النفوس
57:41 دقیقه
ویژه برنامه ولادت امام رضا علیه السلام 20 اردیبهشت 1405 -
انیس النفوس
1:10:17 دقیقه
نقش امام رضا علیه السلام در احیا و نشر دین اسلام 1 شهریور 1404 -
انیس النفوس- جلوه های رفتاری امام رضا علیه السلام 14 شهریور 1403
55:42 دقیقه -
انیس النفوس - دیدگاه امام رضا علیه السلام در مورد بحث های اعتقادی و پاسخ به شبهات 13 شهریور 1403
56:24 دقیقه -
حجت الاسلام و المسلمین احمدی
54:44 دقیقه
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام 25 شهریور 1402 -
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام 22 خرداد 1402
1:24:20 دقیقه -
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام 5 مهر 1401
1:17:38 دقیقه -
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام 4 مهر 1401
1:27:52 دقیقه -
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام 14 مهر 1400
01:21:01 دقیقه
مناظرات امام رضا علیهالسلام در مسئله خلافت آیت الله حسینی قزوینی
ویژه برنامه انیس النفوس با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی
دیگر قسمت ها
برنامه انیس النفوس 22 05 1405 (قسمت سوم)
عنوان: مناظرات امام رضا علیهالسلام در مسئله خلافت
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای علی اسماعیلی
کلیدواژها:
انیس النفوس؛ لیلة المبیت؛ امام رضا؛ روایات اخلاقی؛ موسوعه امام رضا؛ اهمیت دعا؛ آداب دعا؛ کتاب در حریم طوس؛ معجزه؛ جایگاه امامت؛ منصوص بودن امامت؛ مناظره؛ خلافت؛ ابوبکر؛ اعتراف ابوبکر؛ مامون؛ یحیی بن ضحاک!
فهرست عناوین بحث:
1- طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
2- فدارکاری حضرت علی(سلام الله علیه) در لیلة المبیت؛
3- چند روایت اخلاقی از امام رضا(سلام الله علیه)؛
4- مناظرات امام رضا(سلام الله علیه) با علمای بزرگ اهل سنت؛
5- خواندن نماز باران توسط حضرت امام رضا(سلام الله علیه)؛
6- انکار نماز باران حضرت توسط مشاور مأمون؛
7- اطلاع امام (سلام الله علیه) از عمل مخفی شخصی که ادعای ورع و تقوا داشت؛
8- مناظره امام رضا(سلام الله علیه) با یحیی ابن ضحاک؛
9- کتاب در حریم طوس؛
10- تعابیر امام رضا(سلام الله علیه) در مورد خلفا و آمدن آنها در منابع اهل سنت!
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
همیشه از حرمت بوی سیب میآید* صدای بال ملائک عجیب میآید
سـلام! ضامــن آهــــو، دل شکسته من * بـه پای بــوس نگاهت، غــریب مـی آیـد
طلای گنبد تو، وعده گاه کفتــرهاست * کبوتـر دل مـــن، بــی شکیب می آیــد
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.
عرض سلام و ارادت به پیشگاه یکایک شما مردم عزیز و نازنین، بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به ویژه برنامه «انیس النفوس» خیلی خوش آمدید.
در شب غریبانه و مظلومانه هشتمین ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت امام رئوف، امام مهربان آقا علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة والثناء) عرض تسلیت و تعزیت محضر مولا و آقا جانمان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، و خدمت همه شما مشتاقان و شیفتگان و ارادتمندان به آن حضرت.
الهی که قسمت و روزی همه مان بشود به زودی زود حرم نورانی، ملکوتی و بهشتی امام رضا(سلام الله علیه) را زیارت کنیم و بعد از زیارت امام رضا(سلام الله علیه) به دار الذکر برویم و به محضر رهبر شهید و قائد عظیم الشأن مان مشرف بشویم و آنجا هم عرض ارادت کنیم.
خوشحالیم که امشب با شما و در کنار شما و در محضر سرور عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، حضرت استاد سلام علیکم ورحمة الله عرض تسلیت و تعزیت خیلی خوش آمدید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، جراکم الله خیرا
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.
شهادت آقا علی ابن موسی الرضا(عَلیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَالثَّناءِ) را به پیشگاه مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و به همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
خدا را به قلب شکسته اقا امام هشتم(سلام الله علیه) سوگند میدهیم منتی بر همه مظلومان عالم بویژه بر شیعیان بگذارد، فرج مولای ما حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را نزدیک نموده، ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش ان شاء الله قرار بدهد.
ü طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم باشد که آن بانوی دو سرا نظر لطف و عنایتی به ما و بینندگان عزیزمان داشته باشند.
شرمنده ام ز شوهر مظلوم خود علی * دست شکسته حامی مولا نمی شود
بر باب خانه ام بنویسید رهبری * مثل امام فاطمه تنها نمی شود
من پشت ز در پای فتادم یکی نگفت * زهرا چرا ز روی زمین پا نمی شود
جز طفل من که یار علی گشت پشت در * شش ماهه فدایی بابا نمی شود
سقط جنین و سیلی و ضرب و غلاف تیغ * این احترام ام ابیها نمی شود
بر روی قبر من بنویسید دوستان * سیلی زدن مودت زهرا نمی شود
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
حضرت استاد خیلی ممنونم از شما، مثل همیشه نام و یاد حضرت صدیقه طاهره، فاطمه شهیده(سلام الله علیها) برنامه مان متبرک شد البته بعد از رحلت نبی مکرم و معظم این روزها آغاز غربت و مظلومیت اقا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.
البته امشب یک مناسبت دیگر هم داریم، شب لیلة المبیت است حالا کلمه شب را که میگوییم باید کامل لیلة المبیت بگوییم، امشب مناسبت بسیار عظیمی است که وجود نازنین مولای متقیان امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) جانشان را برای حفظ جان نبی مکرم و معظم کف دست گرفتند و در بستر ایشان آرمیدند و آیه در شأن و منزلت ایشان نازل شد اگر فرصت شد به این موضوع هم در برنامه خواهیم پرداخت.
حضرت استاد با توجه به این که امشب شام شهادت امام رضا(سلام الله علیه) است و معمولا در پنجشنبه شبهای برنامههای که دوستان خدمت حضرتعالی هستند، مباحث اخلاقی هم مطرح میشود ما دوست داریم که برنامه مان با چند روایت اخلاقی از وجود نازنین امام رضا(سلام الله علیه) شروع بشود که ان شاء الله سرلوحه زندگیهایمان بشود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
ü فدارکاری حضرت علی(سلام الله علیه) در لیلة المبیت
همان طور که عزیزمان فرمودند ابتدا اشاره ای به لیلة المبیت داشته باشیم، قریش مشرکین و کفارشان در آن ده دوازده سال که نبی مکرم در مکه بود از هر ظلم و جنایت دریغ نکردند. هرکاری که کردند جلوی نشر اسلام را بگیرند نتوانستند.
قبائیلی آمدند جمع شدند گفتند از هر قبیله ای یک نفر جمع بشوند و بریزند رسول اکرم را به قتل برسانند؛ چون قتل به صورت گروهی است دیه بر قبائیل تقسیم میشود و جمع میشویم دیه اش را میدهیم.
نبی مکرم (صلی الله علیه واله وسلم) به امیر المؤمنین(سلام الله علیه) فرمودند علی جان، امشب جای من بخواب، علی فقط یک سوال کرد، عرضه داشت یا رسول الله اگر جای شما بخوابم شما سالم میمانید؟ فرمود بله. دیگر هیچ سوال نپرسید.
داستانش خیلی مفصل است ان شاء الله فردا شب عزیزان مان از جمله جناب اقای دکتر «جباری» به آن مفصل میپردازند.
بنده یک عبارتی را از یکی از بزرگان اهل سنت «ابن اثیر جذری متوفای 630» در کتاب «اسد الغابه فی معرفة الصحابه» جلد 4 با تحقیق دکتر «جمعه طاهر نجار» از دانشگاه الازهر، صفحه 98 بخوانم روایت، روایت خیلی جالبی است.
«وقد أَحاط المشركون بالدار، أَن ينام على فراشه... فأَوحى الله إِلى جبريل وميكائيل عليهما السلام: أَني آخيت بينكما، وجعلت عمر أَحدكما أطول من عمر الآخر، فأَيكما يؤثر صاحبه بالحياة ؟ فاختارا كلاهما الحياة، فأَوحى الله عز وجل إِليهما: أفلا كنتما مثل علي بن أَبي طالب؟ آخيت بينه وبين نبيي محمد، فبات على فراشه، يفديه بنفسه، ويؤثره بالحياة، اهبطا إِلى الأَرض فاحفظاه من عَدُوِّهِ . فنزلا، فكان جبريل عند رأْس عَلِيّ، وميكائيل عند رجليه، وجبريل ينادي: بَخٍ بَخٍ من مثلك يا ابن أَبي طالب يباهى الله عز وجل به الملائكة؟ فأَنزل الله عز وجل على رسوله، وهو متوجه إِلى المدينة في شأْن على: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ابتِغَاءَ مَرْضَات الله)»
أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج 4، ص113
خدای عالم دستور داد و امر کرد که پیامبر(سلام الله علیه) از مکه به طرف غار برود و مشرکین هم اطراف مکه را احاطه کرده بودند، دستور داد «أَن ينام على فراشه»
تا آن جای که میگوید: «فأَوحى الله إِلى جبريل وميكائيل عليهما السلام: أَني آخيت بينكما» خلاصه روایت این است خدای عالم به جبرئیل و میکائیل وحی کرد من بین شما برادری و اخوت بر قرار کردم، عمر یکی از شما را از دیگری طولانی تر قرار دادم، کدام یک از شما حاضر است عمرش را به طرف مقابل ببخشد؟
هیچ کدام حاضر نشد بگوید خدا از عمر ما بکاهد و بر عمر شما بیفزاید، که یک ضرب المثل رایجی است. خدای عالم وحی کرد به روی زمین بروید ببینید بین علی و رسول اکرم هم اخوت و برادری بر قرار کردم ولی علی تمام زندگیش را کف دستش گرفته و در رختخواب رسول اکرم خوابیده و این که بریزند او را بکشند و به قتل برسانند مشکلی ندارد ولی پیامبر سالم بماند.
جبرئیل و میکائیل آمدند، جبرئیل بالای سر علی در رختخواب پیامبر و میکائیل پایین پا، جبرائیل میگفت «بَخٍ بَخٍ من مثلك يا ابن أَبي طالب» به به، به این فداکاری پسر علی ابن ابی طالب «يباهى الله عز وجل به الملائكة؟» خدای عالم به این فداکاری تو به ملائکه مباهات و افتخار میکند.
خداوند عالم این آیه را نازل کرد.
(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ)
بعضي از مردم (با ايمان و فداکار، همچون علي (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودي خدا ميفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
سوره بقره (2): آیه 207
این قضیه مشهور است تقریبا میشود گفت کل کسانی که تاریخ اسلام را نوشته اند همه آورده اند. من ندیدم یک مورخی از اهل سنت قضیه لیلة المبیت را نیاوره باشد. در منابع آمده قریش منتظر بودند طلوع فجر بشود بریزند حضرت را بکشند، در طول شب مرتب سنگ پرت میکردند، یعنی در طول شب به قدری حضرت را سنگباران کردند که تحملش برای افراد عادی غیر ممکن بود.
صبح وقتی ریختند حضرت را بکشند، یک دفعه امیر المؤمنین(سلام الله علیه) لحاف را کنار زد، تازه متوجه شدند شخصی که این جا خواب بوده پیامبر نیست علی ابن ابی طالب است. گفتند پیامبر کجاست؟ حضرت پاسخ داد مگر پیامبر را به من تحویل داده بودید رسید دارید بیاورید؟!
قریش گفتند ما احساس کردیم پیامبر نیست بعضی از شبها که سنگ میزدیم رسول اکرم اصلا تکان نمی خورد ولی امشب که سنگ میزدیم میدیدیم کسی که زیر لحاف است خیلی اظهار درد میکنه و خودش میپیچد. یک مقدار شک کرده بودیم ولی احتمال نمیدادیم.
بعد قریش دنبال رسول اکرم افتادند و به غار ثور رسیدند، خدای عالم به عنکبوت امر کرد دَرْ غار را فورا تار عنکبوتی کشید و نبی مکرم از کَید مشرکین محفوظ ماند و شبانه از مکه به طرف مدینه حرکت کرد و آغاز تاریخ اسلام شد. این خلاصه ای بود که خواستیم عرض کنیم و اسم مان در قضیه لیلة المبیت ثبت بشود.
ü چند روایت اخلاقی از امام رضا(سلام الله علیه)
در رابطه با سوال حضرتعالی روایات اخلاقی از امام رضا(سلام الله علیه)، از حضرت رضا(سلام الله علیه) در حوزه اخلاق روایت زیاد داریم. دوستان میتوانند به موسوعه امام رضا(سلام الله علیه) مراجعه کنند. خداوند به ما توفیق داد، افتخار داد و منت گذاشت موسوعه امام رضا(سلام الله علیه) را در هشت جلد نوشتیم و کتاب برگزیده سال ولایت هم شد. در آن موسوعه این مباحث مفصل آمده است.
روایتی از امام رضا(سلام الله علیه) است:
«عَنِ الرِّضَا(سلام الله علیه) أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ عَلَيْكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِيَاءِ فَقِيلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ الدُّعَاءُ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص468
حضرت همیشه به اصحاب شان میفرمودند بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفتند اسلحه انبیاء چیست؟ فرمود «الدُّعَاءُ»
همچنین روایتی از جد بزرگوارشان است:
«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(سلام الله علیه) قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) يَقُولُ الدُّعَاءُ يَدْفَعُ الْبَلَاءَ النَّازِلَ وَ مَا لَمْ يَنْزِلْ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص469
دعا بلاهای که نازل شده و نازل نشده را بر طرف میکند.
یا در روایت دیگر است:
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) يَقُولُ الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ كُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ كُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَيْسَ بَابٌ يُكْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص470
یک قضا و قدری که قطعی شده و برو برگرد ندارد ولی با دعا کمر این قضا و قدر شکسته میشود. مثل قضیه قوم حضرت یونس (علی نبینا و آله و علیه السلام) که بلا بالای سرشان آمده بود شاید تا نزول بلا دقایقی بیشتر فاصله نبود که توسط یکی از علمای قوم مردم بیرون ریختند و دعا کردند و خداوند بلای قطعی را که حضرت یونس فرار کرد و رفت و بعد خودش گرفتار شد با دعا خداوند بر طرف کرد!
بعد در روایت دیگر است:
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) قَالَ قَالَ لِي يَا مُيَسِّرُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلْ لَمْ يُعْطَ شَيْئاً فَسَلْ تُعْطَ يَا مُيَسِّرُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَابٍ يُقْرَعُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِب»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص467
«ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ» دعا کن، نگو قضا و قدر هرچه است و هرچه نوشتند سر مان میآید. یک عده عوام میگویند هرچه شده و نشده و هرچه مقدر است خواهیم دید. حضرت میفرماید همچنین کاری نکنید.
«إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ» یک سری تفضلاتی نزد خدا است جز با با دعا کردن و با تضرع و از خدا خواستن به شما نمیدهد، «وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلْ» بگوید خداوند که از زندگی من خبر دارد و از مشکلات من خبر دارد، گرفتاری من را میداند من چه کار کنم؟!
میگوید اگر دهنش را ببندد و از خدا سوال نکند، «لَمْ يُعْطَ شَيْئاً» خدا هیچی به او نمیدهد، یعنی سنت الهی به این است که ما از خدا بخواهیم خدا دوست دارد بنده به دَرْ خانه اش به گدایی برود. «فَسَلْ تُعْطَ» سوال کن تا به تو بدهند.
«يَا مُيَسِّرُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَابٍ يُقْرَعُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِب» خیلی وقت است انسان یک دَرْی را میکوبد عاقبت دَرْ به رویش باز میشود.
در سوره فرقان آیه 77 هم یک عبارت قشنگی است:
(قُلْ مَا يعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يكُونُ لِزَامًا)
بگو: «پروردگارم براي شما ارجي قائل نيست اگر دعاي شما نباشد؛ شما (آيات خدا و پيامبران را) تکذيب کرديد، و (اين عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!»
سوره فرقان (25): آیه 77
(قُلْ مَا يعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ) اگر دعای شما نبود خدا به شما هیچ توجهی نمیکرد.
در روایت دیگر است: (مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ)
«وَ قَالَ(سلام الله علیه) مَنْ أُعْطِيَ أَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ أَرْبَعاً مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَة»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 494
خدا به هرکس توفیق دعا بدهد، توفیق اجابت هم خواهد داد. همین که خدای عالم به ما توفیق داده دعا میکنیم تفضل و عنایت الهی است و قطعا هم به کسی که توفیق دعا داده از اجابت محروم نمی کند. حالا اجابت یا به زودی و یا با تأخیر یا چه بسا در قیامت است.
خیلی از دعاهایی است که در قیامت برای ما به اجابت میرسد در روایت داریم خدا صلاح میداند اینها را در قیامت به اجابت برساند در آنجا زندگی ابدی داریم یک روز، دو روز و یک میلیون و یک میلیارد سال و اینها نیست.
در روایت دارد در قیامت بنده ای را پای حساب میآورند خطاب میآید بنده ای من یادت است فلان روز چه اصرار میکردی و فلان حاجت را میخواستی میگوید خدایا بله، میگوید در دنیا صلاح ندیدم به شما بدهم و این جا میدهم این نتیجه آن دعایت است و این نتیجه فلان دعایت است و همین طوری نتیجه دعاهای که در دنیا کرده ولی خدای عالم مصلحت دیده در آخرت بدهد این نتیجه دعاها را وقتی بنده میبیند میگوید خدایا ای کاش هیچ دعایی از من به اجابت نرسیده بود اینجا نتیجه اش را میدیدم.
به قول «علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» که نقل کلامش بوده است "دوستان ابدیتی در پیش داریم" ما در این جا هفتاد، هشتاد و یا صد سال و یا یک صد و بیست سال زندگی میکنیم بعد از یک صد و بیست سال انسان از زندگی ملول میشود ولی آنجا چقدر زندگی میکند یک صد وبیست هزار، یک صد و بیست میلیون، یک صد و بیست تریلیون و... در آن جا عددی ندارد.
ان شاء الله خداوند توفیق بدهد به برکت شفاعت اهل بیت برویم در آنجا جاویدانه هستیم (نستجیر بالله، به خدا پناه میبریم) به جهنم برویم آنجا هم جاویدانه هستیم. لذا هیچ عاقلی نمیآید کارهای موقتی را فدای کارهای عاقبتی و دائمی کند.
مجری:
خیلی ممنونم تشکر از شما حضرت استاد، خیلی عالی به هر صورت همیشه ما باید راه، مسیر و نقشه مان را بر اساس نقشه اهل بیت بچینیم و مسیر را تعیین کنیم و فرمایشات اهل بیت عصمت و طهارت برای ما سر مشق است. وجود نازنین امام رضا(سلام الله علیه) که روایات زیادی از ایشان به ما در موضوعات مختلف رسیده است و یکی از ناب ترینهایش همان بحث گریه برای امام حسین(سلام الله علیه) است که به ابن شبیب فرمودند اگر برای امری خواستی گریه کنی برای حسین(سلام الله علیه) گریه کن.
امشب که شب جمعه و شب زیارتی مخصوص مولا و ارباب مان سید الشهداء است ان شاء الله قسمت و روزی همه تان کربلا بشود.
استاد یکی از اساسیترین کارهای که وجود نازنین امام رضا(سلام الله علیه) انجام دادند بحث مناظرات با علمای بزرگ اهل سنت بود خیلی هم مفصل بود موضوعات مختلفی را مطرح کردند و حضرت یک به یک پاسخ دادند در این زمینه اگر نکاتی بفرمایید ممنون میشوم.
ü مناظرات امام رضا(سلام الله علیه) با علمای بزرگ اهل سنت
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ابتدا این نکته را به عنوان مقدمه عرض کنم، میگوید (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد) فرصتی که برای امام هشتم(سلام الله علیه) پیش آمد برای هیچ کدام از ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) حتی برای حضرت امیر(سلام الله علیه) هم پیش نیامد.
مأمون خواست نور ولایت را خاموش کند، حضرت را از «مدینه» به «طوس» کشید اولا در مسیر از هرکجا که میگذشت جمعیت انبوهی به تماشای حضرت میآمدند، در «نیشابور» آن حدیث «سلسلة الذهب» را فرمود و حدیث خیلی مشهور است «ذهبی» و دیگران دارد بیست هزار قلم به دست مشغول نوشتن سخنان امام رضا(سلام الله علیه) بودند.
وقتی در «طوس (مشهد فعلی)» رفت، مأمون خبیث با این که اعلم فقهای بنی امیه و بنی عباس بود. در میان خلفاء از نظر علمی کسی به پای مأمون نمیرسد یعنی واقعا ملا بود؛ ولی ملای بی عمل و شیطان بود.
مأمون با این که اهل بیت را میشناخت ولی گفت حالا تیری به تاریکی پرتاب میکنیم شاید به هدف خورد جلساتی با علما و بزرگان اهل سنت تشکیل میداد تا امام رضا(سلام الله علیه) نتواند پاسخ بدهد. (نستجیر بالله) یا نداند یا مثلا صلاح نداند و شاید من احساس میکنم مأمون میدانست ائمه کاملا نسبت به خلفا در تقیه هستند.
ما از حضرت امیر (سلام الله علیه) گرفته تا امام کاظم(سلام الله علیه) نداریم که اینها صراحتا نسبت به مطاعن خلفا حرفی زده باشند. اولین امامی که این مسائل را در جمع علمای بزرگ مطرح کرده است عبارت از حضرت رضا(سلام الله علیه) است.
در این جا چند تا روایت اقایان آورده اند من به بعضی از اینها اشاره میکنم عزیزان دقت کنند در کتاب «عیون اخبار الرضا» که برای مرحوم «شیخ صدوق متوفای 381» است در جلد 2 دارد مأمون یک عده از علما و بزرگان را مجبور کرد جمع شدند تا با امام رضا(سلام الله علیه) مناظره کنند.
«وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْفُقَهَاءُ وَ أَهْلُ الْكَلَامِ مِنَ الْفِرَقِ الْمُخْتَلِفَةِ فَسَأَلَهُ بَعْضُهُمْ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَيِّ شَيْءٍ تَصِحُّ الْإِمَامَةُ لِمُدَّعِيهَا قَالَ بِالنَّصِّ وَ الدَّلِيلِ قَالَ لَهُ فَدَلَالَةُ الْإِمَامِ فِيمَا هِيَ قَالَ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ قَالَ فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا يَكُونُ قَالَ ذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا فِي قُلُوبِ النَّاسِ قَالَ(سلام الله علیه) لَهُ أَ مَا بَلَغَكَ قَوْلُ الرَّسُولِ (صلی الله علیه واله وسلم) اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ قَالَ بَلَى قَالَ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ فِرَاسَةٌ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ مَبْلَغِ اسْتِبْصَارِهِ وَ عِلْمِهِ وَ قَدْ جَمَعَ اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مِنَّا مَا فَرَّقَهُ فِي جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ «3» فَأَوَّلُ الْمُتَوَسِّمِينَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيْهِ الْمَأْمُونُ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ زِدْنَا مِمَّا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ الرِّضَا ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَيَّدَنَا بِرُوحٍ مِنْهُ مُقَدَّسَةٍ مُطَهَّرَةٍ لَيْسَتْ بِمَلَكٍ لَمْ تَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى إِلَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هِيَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا تُسَدِّدُهُمْ وَ تُوَفِّقُهُمْ وَ هُوَ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ يَا أَبَا الْحَسَنِ بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً يَغْلُونَ فِيكُمْ وَ يَتَجَاوَزُون...»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص200
«وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْفُقَهَاءُ وَ أَهْلُ الْكَلَامِ مِنَ الْفِرَقِ الْمُخْتَلِفَةِ فَسَأَلَهُ بَعْضُهُمْ» بعضیها سوال کردند «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَيِّ شَيْءٍ تَصِحُّ الْإِمَامَةُ لِمُدَّعِيهَا» ما از کجا بدانیم کسی که ادعای امامت میکند ادعایش صحیح است. حضرت فرمود «بِالنَّصِّ» امامت با نص صریح نبی مکرم و نص امام سابق است.
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ)
اي پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکني پيامش را نرساندهاي
سوره مائده (5): آیه 67
«(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) انَّ علیاً ولیُ المؤمنین (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ)»
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 6، ص 193
این تعبیری است که «آلوسی» در تفسیرش جلد 6 صفحه 193 از قول عبدالله ابن مسعود نقل میکند و نبی مکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در فرصتهای مختلف و در مکانهای مختلف بحث خلافت حضرت امیر(سلام الله علیه) را با عبارتهای مختلف بیان کرده است.
«وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي»
السنة؛ اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ج2، ص565، ح1188
«أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652
«أَنْتَ إِمَامُ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ، وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ بَعْدِي»
المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات : 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص62
«عن عبد الله بن أسعد بن زرارة عن أبيه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668
«وَ الدَّلِيلِ» یکی هم دلیل است ادله باید اقامه کند «قَالَ لَهُ فَدَلَالَةُ الْإِمَامِ فِيمَا هِيَ» امام باید دلیل و برهان داشته باشد یعنی چه؟ «قَالَ فِي الْعِلْمِ» حضرت فرمود در علم، علم امام متصل به علم الهی است هرچه از ریز و درشت سوال کنند امام باید پاسخگو باشد، کسی که مدعی امامت است جهل در آن جا معنا ندارد.
«وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ» و اجابت دعوت هم است، امام مستجاب الدعوه است، امام اگر دعا کند دعای او هرگز رد شدنی نیست.
خدمت تان عرض کنم این مطلب را همین جا داشته باشیم و جناب اقای اسماعیلی نظرتان باشد که بعدا به آن بپردازیم.
ü خواندن نماز باران توسط حضرت امام رضا(سلام الله علیه)
مطلب بعدی در مجلس امام هشتم(سلام الله علیه) قضایایی مطرح شده است. در کتاب «عیون اخبار الرضا» که سندش هم معتبر است جلد 2 صفحه 179 دارد:
«حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْمُفَسِّرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَيَّارٍ عَنْ أَبَوَيْهِمَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) أَنَّ الرِّضَا عَلِيَّ بْنَ مُوسَى(سلام الله علیه) لَمَّا جَعَلَهُ الْمَأْمُونُ وَلِيَّ عَهْدِهِ احْتُبِسَ الْمَطَرُ فَجَعَلَ بَعْضُ حَاشِيَةِ الْمَأْمُونِ وَ الْمُتَعَصِّبِينَ عَلَى الرِّضَا يَقُولُونَ انْظُرُوا لَمَّا جَاءَنَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى(سلام الله علیه) وَ صَارَ وَلِيَّ عَهِدْنَا فَحَبَسَ اللَّهُ عَنَّا الْمَطَرَ وَ اتَّصَلَ ذَلِكَ بِالْمَأْمُونِ فَاشْتَدَّ عَلَيْهِ فَقَالَ لِلرِّضَا(سلام الله علیه) قَدِ احْتُبِسَ الْمَطَرُ فَلَوْ دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُمْطِرَ النَّاسَ فَقَالَ الرِّضَا(سلام الله علیه) نَعَمْ قَالَ فَمَتَى تَفْعَلُ ذَلِكَ وَ كَانَ ذَلِكَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ قَالَ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَتَانِي الْبَارِحَةَ فِي مَنَامِي وَ مَعَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(سلام الله علیه) وَ قَالَ يَا بُنَيَّ انْتَظِرْ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ فَابْرُزْ إِلَى الصَّحْرَاءِ وَ اسْتَسْقِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَيَسْقِيهِمْ وَ أَخْبِرْهُمْ بِمَا يُرِيكَ اللَّهُ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ مِنْ حَالِهِمْ لِيَزْدَادَ عِلْمُهُمْ بِفَضْلِكَ وَ مَكَانِكَ مِنْ رَبِّكَ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الْإِثْنَيْنِ غَدَا إِلَى الصَّحْرَاءِ وَ خَرَجَ الْخَلَائِقُ يَنْظُرُونَ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ يَا رَبِّ أَنْتَ عَظَّمْتَ حَقَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَتَوَسَّلُوا بِنَا كَمَا أَمَرْتَ وَ أَمَّلُوا فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ تَوَقَّعُوا إِحْسَانَكَ وَ نِعْمَتَكَ فَاسِقِهِمْ سَقْياً نَافِعاً عَامّاً غَيْرَ رَائِثٍ وَ لَا ضَائِرٍ وَ لْيَكُنْ ابْتِدَاءُ مَطَرِهِمْ بَعْدَ انْصِرَافِهِمْ مِنْ مَشْهَدِهِمْ هَذَا إِلَى مَنَازِلِهِمْ وَ مَقَارِّهِمْ قَالَ فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَقَدْ نَسَجَتِ الرِّيَاحُ فِي الْهَوَاءِ الْغُيُومَ وَ أَرْعَدَتْ وَ أَبْرَقَتْ وَ تَحَرَّكَ النَّاسُ كَأَنَّهُمْ يُرِيدُونَ التَّنَحِّيَ عَنِ الْمَطَرِ فَقَالَ الرِّضَا ع عَلَى رِسْلِكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ فَلَيْسَ هَذَا الْغَيْمُ لَكُمْ إِنَّمَا هُوَ لِأَهْلِ بَلَدِ كَذَا فَمَضَتِ السَّحَابَةُ وَ عَبَرَتْ ثُمَّ جَاءَتْ سَحَابَةٌ أُخْرَى تَشْتَمِلُ عَلَى رَعْدٍ وَ بَرْقٍ فَتَحَرَّكُوا فَقَالَ عَلَى رِسْلِكُمْ فَمَا هَذِهِ لَكُمْ إِنَّمَا هِيَ لِأَهْلِ بَلَدِ كَذَا فَمَا زَالَتْ حَتَّى جَاءَتْ عَشْرُ سَحَابَةٍ وَ عَبَرَتْ وَ يَقُولُ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع فِي كُلِّ وَاحِدَةٍ عَلَى رِسْلِكُمْ لَيْسَتْ هَذِهِ لَكُمْ إِنَّمَا هِيَ لِأَهْلِ بَلَدِ كَذَا ثُمَّ أَقْبَلَتْ سَحَابَةُ حَادِيَةَ عَشَرَ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ هَذِهِ سَحَابَةٌ بَعَثَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ فَاشْكُرُوا اللَّهَ عَلَى تَفَضُّلِهِ عَلَيْكُمْ وَ قُومُوا إِلَى مَقَارِّكُمْ وَ مَنَازِلِكُمْ فَإِنَّهَا مسامة [مُسَامِتَةٌ] لَكُمْ وَ لِرُءُوسِكُمْ مُمْسِكَةٌ عَنْكُمْ إِلَى أَنْ تَدْخُلُوا إِلَى مَقَارِّكُمْ ثُمَّ يَأْتِيكُمْ مِنَ الْخَيْرِ مَا يَلِيقُ بِكَرَمِ اللَّهِ تَعَالَى وَ جَلَالِهِ وَ نَزَلَ على [مِنَ] الْمِنْبَرِ وَ انْصَرَفَ النَّاسُ فَمَا زَالَتِ السَّحَابَةُ مُمْسِكَةً إِلَى أَنْ قَرُبُوا مِنْ مَنَازِلِهِمْ ثُمَّ جَاءَتْ بِوَابِلِ الْمَطَرِ فَمُلِئَتِ الْأَوْدِيَةُ وَ الْحِيَاضُ وَ الْغُدْرَانُ وَ الْفَلَوَاتُ فَجَعَلَ النَّاسُ يَقُولُونَ هَنِيئاً لِوَلَدِ رَسُولِ اللَّهِ ص كَرَامَاتُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ بَرَزَ إِلَيْهِمُ الرِّضَا ع وَ حَضَرَتِ الْجَمَاعَةُ الْكَثِيرَةُ مِنْهُمْ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ فِي نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلَا تُنَفِّرُوهَا عَنْكُمْ بِمَعَاصِيهِ بَلِ اسْتَدِيمُوهَا بِطَاعَتِهِ وَ شُكْرِهِ عَلَى نِعَمِهِ وَ أَيَادِيه...»
«لَمَّا جَعَلَهُ الْمَأْمُونُ وَلِيَّ عَهْدِهِ احْتُبِسَ الْمَطَرُ» امام هشتم که به عنوان ولی عهد مجبوری معین شد، باران قطع شد قبلا باران میبارید بعد از ولی عهدی باران قطع شد خیلیها هم گفتند به خاطر ولی عهدی است که خدا مثلا غضب کرده است.
بعضی از متعصبین گفتند «لَمَّا جَاءَنَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى(سلام الله علیه) وَ صَارَ وَلِيَّ عَهِدْنَا فَحَبَسَ اللَّهُ عَنَّا الْمَطَرَ» به خاطر که امام رضا(سلام الله علیه) ولی عهد شد خدا دوست نداشت دیگر باران قطع شده است.
«فَاشْتَدَّ عَلَيْهِ» این طعنه مردم برای مأمون خیلی سنگین شد نه به خاطر امام رضا به خاطر این که خودش همچنین کاری را انجام داده است. «فَقَالَ لِلرِّضَا(سلام الله علیه) قَدِ احْتُبِسَ الْمَطَرُ فَلَوْ دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُمْطِرَ النَّاسَ» مأمون به امام رضا(سلام الله علیه) گفت اگر دست به دعا برداری و باران بیاید این شماتتها جمع میشود.
امام قبول کرد، مأمون گفت چه روزی؟ امام گفت روز جمعه و یا روز دوشنبه، روز دوشنبه شد و به بیابان رفتند تا نماز بخوانند که داستانش خیلی مفصل است. با دعای حضرت باران خیلی مفصل آمد، بعد از این که باران آمد یک عده از افرادی که با مأمون بودند به امام رضا جسارت کردند.
گفتند یابن رسول الله مسئله باران اتفاقی است اگر خدا نوشته بود امروز باران بیاید، میآمد اگر نوشته بود باران نیاید باران نمیآمد. این قضا و قدر الهی بود.
ü انکار نماز باران حضرت توسط مشاور مأمون
«فَغَضِبَ الْحَاجِبُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ قَالَ يَا ابْنَ مُوسَى لَقَدْ عَدَوْتَ طَوْرَكَ وَ تجاوزك [تَجَاوَزْتَ] قَدْرَكَ إِنْ بَعَثَ اللَّهُ بِمَطَرٍ مُقَدَّرٍ وَقْتُهُ لَا يَتَقَدَّمُ وَ لَا يَتَأَخَّرُ جَعَلْتَهُ آيَةً تَسْتَطِيلُ بِهَا وَ صَوْلَةً تَصُولُ بِهَا كَأَنَّكَ جِئْتَ بِمِثْلِ آيَةِ الْخَلِيلِ إِبْرَاهِيمَ ع لَمَّا أَخَذَ رُءُوسَ الطَّيْرِ بِيَدِهِ وَ دَعَا أَعْضَاءَهَا الَّتِي كَانَ فَرَّقَهَا عَلَى الْجِبَالِ فَأَتَيْنَهُ سَعْياً وَ تَرْكَبْنَ عَلَى الرُّءُوسِ وَ خَفَقْنَ وَ طِرْنَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى فَإِنْ كُنْتَ صَادِقاً فِيمَا تَوَهَّمُ فَأَحْيِ هَذَيْنِ وَ سَلِّطْهُمَا عَلَيَّ فَإِنَّ ذَلِكَ يَكُونُ حِينَئِذٍ آيَةً مُعْجِزَةً فَأَمَّا الْمَطَرُ الْمُعْتَادُ مَجِيئُهُ فَلَسْتَ أَنْتَ أَحَقَّ بِأَنْ يَكُونَ جَاءَ بِدُعَائِكَ مِنْ غَيْرِكَ الَّذِي دَعَا كَمَا دَعَوْتَ وَ كَانَ الْحَاجِبُ أَشَارَ إِلَى أَسَدَيْنِ مُصَوَّرَيْنِ عَلَى مَسْنَدِ الْمَأْمُونِ الَّذِي كَانَ مُسْتَنِداً إِلَيْهِ وَ كَانَا مُتَقَابِلَيْنِ عَلَى الْمَسْنَدِ فَغَضِبَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى(سلام الله علیه) وَ صَاحَ بِالصُّورَتَيْنِ دُونَكُمَا الْفَاجِرَ فَافْتَرِسَاهُ وَ لَا تُبْقِيَا لَهُ عَيْناً وَ لَا أَثَراً فَوَثَبَتِ الصُّورَتَانِ وَ قَدْ عَادَتَا أَسَدَيْنِ فَتَنَاوَلَا الْحَاجِبَ وَ رَضَّاهُ [وَ رَضَّضَاهُ] وَ هَشَمَاهُ وَ أَكَلَاهُ وَ لَحَسَا دَمَهُ وَ الْقَوْمُ يَنْظُرُونَ مُتَحَيِّرِينَ مِمَّا يُبْصِرُونَ فَلَمَّا فَرَغَا مِنْهُ أَقْبَلَا عَلَى الرِّضَا(سلام الله علیه) وَ قَالا يَا وَلِيَّ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ مَا ذَا تَأْمُرُنَا نَفْعَلُ بِهَذَا أَ نَفْعَلُ بِهِ مَا فَعَلْنَا بِهَذَا يُشِيرَانِ إِلَى الْمَأْمُونِ فَغُشِيَ عَلَى الْمَأْمُونِ مِمَّا سَمِعَ مِنْهُمَا فَقَالَ الرِّضَا(سلام الله علیه) قِفَا فَوَقَفَا قَالَ الرِّضَا(سلام الله علیه) صُبُّوا عَلَيْهِ مَاءَ وَرْدٍ وَ طَيِّبُوهُ فَفُعِلَ ذَلِكَ بِهِ وَ عَادَ الْأَسَدَانِ يَقُولَانِ أَ تَأْذَنُ لَنَا أَنْ نُلْحِقَهُ بِصَاحِبِهِ الَّذِي أَفْنَيْنَاهُ قَالَ لَا فَإِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَدْبِيراً هُوَ مُمْضِيهِ فَقَالا مَا ذَا تَأْمُرُنَا قَالَ عُودَا إِلَى مَقَرِّكُمَا كَمَا كُنْتُمَا فَصَارَا إِلَى الْمَسْنَدِ وَ صَارَا صُورَتَيْنِ كَمَا كَانَتَا فَقَالَ الْمَأْمُونُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَفَانِي شَرَّ حُمَيْدِ بْنِ مِهْرَانَ يَعْنِي الرَّجُلَ الْمُفْتَرَسَ ثُمَّ قَالَ لِلرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَذَا الْأَمْرُ لِجَدِّكُمْ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ لَكُمْ فَلَوْ شِئْتَ لَنَزَلْتُ عَنْهُ لَكَ فَقَالَ الرِّضَا ع لَوْ شِئْتُ لَمَا نَاظَرْتُكَ وَ لَمْ أَسْأَلْكَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ أَعْطَانِي مِنْ طَاعَةِ سَائِرِ خَلْقِهِ مِثْلَ مَا رَأَيْتَ مِنْ طَاعَةِ هَاتَيْنِ الصُّورَتَيْنِ إِلَّا جُهَّالَ بَنِي آدَمَ فَإِنَّهُمْ وَ إِنْ خَسِرُوا حُظُوظَهُمْ فَلِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَدْبِيرٌ وَ قَدْ أَمَرَنِي بِتَرْكِ الِاعْتِرَاضِ عَلَيْكَ وَ إِظْهَارِ مَا أَظْهَرْتَهُ مِنَ الْعَمَلِ مِنْ تَحْتِ يَدِكَ كَمَا أُمِرَ يُوسُفُ بِالْعَمَلِ مِنْ تَحْتِ يَدِ فِرْعَوْنِ مِصْرِ قَالَ فَمَا زَالَ الْمَأْمُونُ ضَئِيلًا فِي نَفْسِهِ إِلَى أَنْ قَضَى فِي عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا(سلام الله علیه) مَا قَضَى.»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص169، 170 و 171
حاجب یکی از دست اندرکاران مأمون عصبانی شد گفت «يَا ابْنَ مُوسَى لَقَدْ عَدَوْتَ طَوْرَكَ» پایت را از گلیمت درازتر گذاشتی «وَ تجاوزك [تَجَاوَزْتَ] قَدْرَكَ» در جایی هم که هستی از جای خودت، خودت را خیلی بالا بردی، این باران مقدر بود که امروز بیاید یعنی خواست بگوید برای خودت فضیلت تراشی میکنی!
مثل این که حضرت ابراهیم(سلام الله علیه) آن چهار تا پرنده را گرفت تکه تکه کرد و شما داری از این باران یک همچنین استفاده ای میکنی و برای خودت افتخار میکنی گفت امام رضا به این پرده نگاه، ببین دو تا عکس شیر در این پرده گلدوزی شده است اگر واقعا راست میگویی امام هستی دستور بدی این دو تا شیر زنده بشوند من را تکه تکه کند!
عجیب است «فَإِنْ كُنْتَ صَادِقاً فِيمَا تَوَهَّمُ فَأَحْيِ هَذَيْنِ وَ سَلِّطْهُمَا عَلَيَّ» این دو تا حیوان را زنده کن تا به من مسلط بشوند. «فَإِنَّ ذَلِكَ يَكُونُ حِينَئِذٍ آيَةً مُعْجِزَةً» اگر این کار را کردی معلوم میشود دارای معجزه هستی.
در ادامه دارد: «فَغَضِبَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى(سلام الله علیه) وَ صَاحَ بِالصُّورَتَيْنِ» حضرت غضبناک شد و با یک صدای بلند به این دو تا عکس شیر فرمود «دُونَكُمَا الْفَاجِرَ» این فاجر را بگیرید «فَافْتَرِسَاهُ وَ لَا تُبْقِيَا لَهُ عَيْناً وَ لَا أَثَراً» تکه تکه اش کنید و اثری از او باقی نگذارید. «فَوَثَبَتِ الصُّورَتَانِ وَ قَدْ عَادَتَا أَسَدَيْنِ» این دو تا شیر از پرده بیرون آمدند.
«فَتَنَاوَلَا الْحَاجِبَ» این دو تا شیر آقای حاجب را که به عنوان مشاور عالی مأمون بود میل کردند «وَ رَضَّاهُ [وَ رَضَّضَاهُ]» تکه تکه کردند «وَ هَشَمَاهُ» استخوانهایش را خرد کردند و تمام گوشت و استخوانش را خوردند و حتی خونی هم که زمین ریخته بود آن خون را هم لیسیدند چون حضرت فرموده بود اثری از او نماند.
مردم همین طور داشتند با تعجب و ترس تماشا میکردند. بعد از این که شیرها این شخص خبیث را خوردند «وَ قَالا يَا وَلِيَّ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ مَا ذَا تَأْمُرُنَا» گفتند چه دستور میدهید که ما انجام بدهیم؟ «نَفْعَلُ بِهَذَا أَ نَفْعَلُ بِهِ مَا فَعَلْنَا بِهَذَا يُشِيرَانِ إِلَى الْمَأْمُونِ» به سر مأمون هم همین بلا را بیاوریم که به سر حاجب آوردیم؟
وقتی این را گفتند «فَغُشِيَ عَلَى الْمَأْمُونِ مِمَّا سَمِعَ مِنْهُمَا» مأمون از ترس غش کرد. «فَقَالَ الرِّضَا(سلام الله علیه) قِفَا فَوَقَفَا» حضرت فرمود سر جای خودتان بروید این دو تا حیوان رفتند به صورت تصویر در آن پرده که آویزان بود قرار گرفتند.
«قَالَ الرِّضَا(سلام الله علیه) صُبُّوا عَلَيْهِ مَاءَ وَرْدٍ وَ طَيِّبُوهُ فَفُعِلَ ذَلِكَ بِهِ» امام رضا فرمود آب بیاورید به سر و صورت مأمون بریزید و به هوشش بیاورید. بعد از بهوش آمدند مأمون گفت «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَفَانِي شَرَّ حُمَيْدِ بْنِ مِهْرَانَ يَعْنِي الرَّجُلَ الْمُفْتَرَسَ» این مرد مفترس مشاور عالی ما را شیرها خوردند من از شرش راحت شدم.
بعد گفت: «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَذَا الْأَمْرُ لِجَدِّكُمْ رَسُولِ اللَّهِ(سلام الله علیه) ثُمَّ لَكُمْ» این معجزات هم برای جد شما و هم برای شما ائمه است. ملاحظه کنید چقدر خبیث است!
عرض کردم کاملا ائمه را میشناخت و تمام این قضایا را میدانست و لذا میبینیم آقا امام رضا(سلام الله علیه) میفرماید یکی از نشانههای امامت اجابت دعا است. امام چیزی را بخواهد امکان ندارد بر این که خدای عالم دعای او را رد کند.
ü اطلاع امام(سلام الله علیه) از عمل مخفی شخصی که ادعای ورع و تقوا داشت
علم هم است، علم به غیب، علم به مسائل دیگر که کاملا مشخص و روشن است یکی از اصحاب اقا امام صادق(سلام الله علیه) که الان اسمش یادم نیست داستان قشنگی دارد میگوید خدمت امام صادق(سلام الله علیه) آمد گفت برادری دارم خیلی آدم زاهد، عابد و با ورع است، از شدت ورعش به امامت شما عقیده ندارد.
ایشان میگوید من میترسم معتقد به امامت امام صادق(سلام الله علیه) باشم او امام نباشد فردای قیامت گرفتار بشوم. بعضی از احمقها این طوری هستند.
امام صادق(سلام الله علیه) فرمود ورع این برادرت در کنار آن دجله کجا بود؟ هرچه او اصرار کرد دیگر امام چیزی نگفت، این شخص میگوید من نزد برادرم آمدم به ایشان گفتم قضیه شما را به امام صادق عرض کردم حضرت فرمود ورع و تقوای برادرت کنار دجله کجا بود؟
برادرش پرسید راست میگویی این را امام صادق گفت؟ برادرش گفت بله، در این جا بود که آن برادر که مشهور به تقوا و ورع بود گفت شهادت میدهم که او امام است.
برادرش پرسید داداش قضیه چیست؟ گفت داستان این است من با یکی از دوستان مسافرت رفتیم من زن و بچه نداشتم اون یک کنیز همراهش داشت کنار دجله آمدیم گفته شد یک نفرمان از شهر برود مواد غدایی بگیرد او به من گفت، من به اون گفتم بالاخره اون رفت، هوا هم تاریک بود من را شیطان وسوسه کرد با کنیز اون شخص عمل ناشایست انجام دادم و احدی غیر از من و اون کنیز چیزی خبر ندارد. یقین دارم که آن کنیز هم هرگز همچنین چیزی به مولای خودش نگفته بود.
در هر صورت...
این که امام میفرماید علم یکی از شرایط امام است، میبینیم ائمه (سلام الله علیهم) از خود حضرت امیر تا امام عسکری (سلام الله علیهم) در مواقعی که بخواهند یک جامعه ای را یا یک انسانی را نجات دهند از علم غیب شان استفاده میکنند. علم به گذشته، علم به آینده، حتی علم به قیامت و بهشت و جهنم!
این قضایا میگذرد، مأمون ارام نمیشنید دستور میدهد بر اینکه یکی از قویترین علمای اهل سنت را بیاورید تا با امام رضا(سلام الله علیه) بحث کند چون قضایا بر علیه ما دارد تمام میشود.
ü مناظره امام رضا(سلام الله علیه) با یحیی ابن ضحاک
«حَدَّثَنَا الْحَاكِمُ أَبُو عَلِيٍّ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْبَيْهَقِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ: يُحْكَى عَنِ الرِّضَا(سلام الله علیه) خَبَرٌ مُخْتَلِفُ الْأَلْفَاظِ لَمْ تَقَعْ لِي رِوَايَتُهُ بِإِسْنَادٍ أَعْمَلُ عَلَيْهِ(سلام الله علیه) وَ قَدِ اخْتَلَفَتْ أَلْفَاظُ مَنْ رَوَاهُ إِلَّا أَنِّي سَآتِي بِهِ وَ بِمَعَانِيهِ وَ إِنِ اخْتَلَفَتْ أَلْفَاظُهُ كَانَ الْمَأْمُونُ فِي بَاطِنِهِ يُحِبُّ سَقَطَاتِ الرِّضَا(سلام الله علیه) وَ أَنْ يَعْلُوَهُ الْمُحْتَجُّ وَ إِنْ أَظْهَرَ غَيْرَ ذَلِكَ(سلام الله علیه) فَاجْتَمَعَ عِنْدَهُ الْفُقَهَاءُ وَ الْمُتَكَلِّمُونَ فَدَسَّ إِلَيْهِمْ أَنْ نَاظِرُوهُ فِي الْإِمَامَةِ فَقَالَ لَهُمُ الرِّضَا(سلام الله علیه) اقْتَصِرُوا عَلَى وَاحِدٍ مِنْكُمْ يَلْزَمُكُمْ مَا يَلْزَمُهُ فَرَضُوا بِرَجُلٍ يُعْرَفُ بِيَحْيَى بْنِ الضَّحَّاكِ السَّمَرْقَنْدِيِّ وَ لَمْ يَكُنْ بِخُرَاسَانَ مِثْلُهُ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(سلام الله علیه) يَا يَحْيَى سَلْ عَمَّا شِئْتَ فَقَالَ نَتَكَلَّمُ فِي الْإِمَامَةِ كَيْفَ ادَّعَيْتَ لِمَنْ لَمْ يَؤُمَّ وَ تَرَكْتَ مَنْ أَمَّ وَ وَقَعَ الرِّضَا بِهِ فَقَالَ لَهُ يَا يَحْيَى أَخْبِرْنِي عَمَّنْ صَدَقَ كَاذِباً عَلَى نَفْسِهِ أَوْ كَذَبَ صَادِقاً عَلَى نَفْسِهِ أَ يَكُونُ مُحِقّاً مُصِيباً أَوْ مُبْطِلًا مُخْطِئاً فَسَكَتَ يَحْيَى فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَجِبْهُ فَقَالَ يُعْفِينِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ جَوَابِهِ فَقَالَ الْمَأْمُونُ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَرِّفْنَا الْغَرَضَ فِي هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ فَقَالَ لَا بُدَّ لِيَحْيَى مِنْ أَنْ يُخْبِرَ عَنْ أَئِمَّتِهِ أَنَّهُمْ كَذَبُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَوْ صَدَقُوا فَإِنْ زَعَمَ أَنَّهُمْ كَذَبُوا فَلَا أَمَانَةَ لِكَذَّابٍ وَ إِنْ زَعَمَ أَنَّهُمْ صَدَقُوا فَقَدْ قَالَ أَوَّلُهُمْ وُلِّيتُكُمْ وَ لَسْتُ بِخَيْرِكُمْ وَ قَالَ تَالِيهِ «4» كَانَتْ بَيْعَتُهُ فَلْتَةً فَمَنْ عَادَ لِمِثْلِهَا «5» فَاقْتُلُوهُ فَوَ اللَّهِ مَا رَضِيَ لِمَنْ فَعَلَ مِثْلَ فِعْلِهِمْ إِلَّا بِالْقَتْلِ فَمَنْ لَمْ يَكُنْ بِخَيْرِ النَّاسِ وَ الْخَيْرِيَّةُ لَا تَقَعُ إِلَّا بِنُعُوتٍ مِنْهَا الْعِلْمُ وَ مِنْهَا الْجِهَادُ وَ مِنْهَا سَائِرُ الْفَضَائِلِ وَ لَيْسَتْ فِيهِ وَ مَنْ كَانَتْ بَيْعَتُهُ فَلْتَةً يَجِبُ الْقَتْلُ عَلَى مَنْ فَعَلَ مِثْلَهَا كَيْفَ يُقْبَلُ عَهْدُهُ إِلَى غَيْرِهِ وَ هَذِهِ صُورَتُهُ ثُمَّ يَقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ إِنَّ لِي شَيْطَاناً يَعْتَرِينِي فَإِذَا مَالَ بِي فَقَوِّمُونِي وَ إِذَا أَخْطَأْتُ فَأَرْشِدُونِي فَلَيْسُوا أَئِمَّةً بِقَوْلِهِمْ إِنْ صَدَقُوا أَوْ كَذَبُوا فَمَا عِنْدَ يَحْيَى فِي هَذَا جَوَابٌ فَعَجِبَ الْمَأْمُونُ مِنْ كَلَامِهِ وَ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا فِي الْأَرْضِ مَنْ يُحْسِنُ هَذَا سِوَاكَ.»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص231 و 232، باب ذكر ما كلم به الرضا(سلام الله علیه) يحيى بن الضحاك السمرقندي في الإمامة عند المأمون
«فَرَضُوا بِرَجُلٍ يُعْرَفُ بِيَحْيَى بْنِ الضَّحَّاكِ السَّمَرْقَنْدِيِّ» یحیی ابن ضحاک سمرقندی که تعبیر شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) این است در منطقه مشهد عالمی بالاتر از یحیی ابن ضحاک نبوده است «وَ لَمْ يَكُنْ بِخُرَاسَانَ مِثْلُهُ» در منطقه خراسان بی نظیر بوده است.
ایشان را آوردند همه نشسته اند و مأمون هم نشسته است. «فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(سلام الله علیه) يَا يَحْيَى سَلْ عَمَّا شِئْتَ» هرچه دلت میخواهد سوال کن، به این امام میگویند.
«فَقَالَ نَتَكَلَّمُ فِي الْإِمَامَةِ» من بحث امامت را باز کنم، حضرت گفت باشد یحیی ابن ضحاک به خیال خودش بهترین اشکال و شبهه را میخواهد مطرح کند. گفت «كَيْفَ ادَّعَيْتَ لِمَنْ لَمْ يَؤُمَّ وَ تَرَكْتَ مَنْ أَمَّ وَ وَقَعَ الرِّضَا بِهِ» خلاصه حرفش خیلی اتو کشیده و با ادبیات قوی این است چطور امامت مثلا علی را قبول داری که مردم قبول نکردند ولی امامت ابوبکر را قبول نداری و حال آن که امام شد و مردم هم راضی شدند؟
مثلا داشت یک بحث عقلی میخواست مطرح کند، «فَقَالَ لَهُ يَا يَحْيَى أَخْبِرْنِي عَمَّنْ صَدَقَ كَاذِباً عَلَى نَفْسِهِ أَوْ كَذَبَ صَادِقاً عَلَى نَفْسِهِ» حضرت فرمود به من خبر بده، این کسی که به قولی راست گفت خودش را تکذیب کرد یا دروغ گفت خودش را تصدیق کرد؟ «أَ يَكُونُ مُحِقّاً مُصِيباً أَوْ مُبْطِلًا مُخْطِئاً» ایا این شخص محق بوده و یا مبطل بوده است؟
طبق برنامه یحیی ابن ضحاک امام هم در لفافه و ادبیاتی حرف زد. خلاصه اش این است اقای یحیی کسی که آمد گفت من شایسته خلافت نیستم راست گفت یا دروغ گفت؟ اگر راست گفت شایسته خلافت نبود و اگر دروغ گفت آدم دروغگو هم نمیتواند خلیفه باشد.
«فَسَكَتَ يَحْيَى» یحیی ابن ضحاک ساکت شد دیگر حرفی نزد، مأمون گفت چرا پاسخ نمیدهی؟ گفت یا امیر المؤمنین را من را معفو بدار معذورم، کسی این را متوجه نشده بود گفتند یابن رسول الله توضیح بدهید عبارتهای که شما مطرح کردید چیزی حالی مان نشد.
حضرت فرمود اولی، خلیفه اول گفت «وُلِّيتُكُمْ وَ لَسْتُ بِخَيْرِكُمْ» من خلیفه شما شدم بهترین شما نبودم راست بود یا دورغ بود اگر راست بود پس یک کسی که بهترین نبوده در مسند قرار گرفته است و حال آن که پیامبر فرمود هرکس بداند بهتر از او در جامعه برای تصدی خلافت است خلافت را قبول کند در حقیقت لعنت خدا، ملائکه و جمیع جن و انس بر او باد.
حضتر فرمود ایا ایشان راست گفت یا دروغ گفت؟ اگر دروغ گفته آدم دروغگو شایسته خلافت نیست.
دومی، خلیفه دوم گفت «كَانَتْ بَيْعَتُهُ فَلْتَةً» بیعت با ابابکر ناگهانی و اتفاقی و حساب شده نبود. «فَمَنْ عَادَ لِمِثْلِهَا فَاقْتُلُوهُ» هرکس مثل ابابکر بخواهد خلیفه بشود باید هم خلیفه و هم رأی دهندگان کشته بشوند. این قضیه اش چه است ایا واقعا خلیفه بحق بود؟ اگر بحق بود چرا عمر گفت اگر کسی مثل ابوبکر خلیفه بشود باید کشته بشود؟
اگر ایشان خلیفه ناحق بود شما آمدید همچنین فردی را به عنوان خلیفه انتخاب کردید. و اضافه بر این دومی گفت «إِنَّ لِي شَيْطَاناً يَعْتَرِينِي» این تعابیر را حضرت امیر ندارد، امام حسن و امام حسین، امام صادق و بقیه ائمه هیچکدام به این روشنی نیامدند خلافت شیخیین را نقد کنند.
برای امام رضا(سلام الله علیه) فرصتی فراهم شده خود مأمون هم در جلسه نشسته و اصلا خودش این بحث را مطرح کرده است. و یحیی ابن ضحاک هم خودش مسئله را باز کرد.
خلیفه اول گفت من شیطانی دارم همیشه متعرض من است اگر دیدید عصبانی شدم از من دور شوید و گرنه با این چنگالم موهایتان را میکنم و صورت تان را چنگ میاندازم.
حضرت گفت آیا همچنین فردی شایسته خلافت است یا شایسته خلافت نیست؟ آیا رضایت مردم با اعتراف خود این اقا بحث خلافت را تأیید میکند یا نه؟ داستان خیلی مفصل است برای این که وقت مان محدود است به همین اندازه اکتفا میکنم.
مجری:
حضرت استاد خیلی ممنونم استفاده کردیم. این نکته شاید برای شما دوستان عزیز سوال باشد نکاتی که امام رضا(سلام الله علیه) فرمودند آیا در منابع و کتب اهل سنت هم است یا خیر؟ این موضوعی است که در سوال بعدی من خواهد بود. منتهی با توجه به این که امشب، شب شهادت وجود نازنین مولا و اقایمان امام رضا(سلام الله علیه) است حال و هوای دلهایمان را به سمت و سوی امام رضا(سلام الله علیه) ببریم و عرض ارادت کوتاهی داشته باشیم بر میگردیم و باز در محضر حضرت استاد خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
السلام علیک یا مولا یا ابا الحسن یا علی ابن موسی الرضا، از همین راه دور عرض ارادت مان را به ساحت نورانی امام رضا(سلام الله علیه) تقدیم میکنیم به این امید که ان شاء الله به زودی زود، قسمت و روزی همه مان زیارت نورانی با معرفت امام رضا(سلام الله علیه) بشود که از زیارت امام رضا غافل نشویم.
در برخی از روایات آمده مردم زیارت امام رضا(سلام الله علیه) ثوابش از زیارت امام حسین(سلام الله علیه) بالاتر است چرا کسی که به زیارت امام رضا میرود و ایشان را به عنوان ولی خدا و امام قبول دارد درواقع دینش و امامتش کامل است. چه بسا ممکن است فرق دیگری باشند و به زیارت امام حسین(سلام الله علیه) مشرف میشوند اما آن که به زیارت امام رضا مشرف میشود دیگر شیعه اثناعشری و تشیع و ولایتش تکمیل است.
ان شاء الله قسمت و روزی همه ما بشود در شام شهادت امام رضا (سلام الله علیه) هستیم و در محضر حضرت استاد حسینی قزوینی، استاد نکاتی را فرمودند آن مناظراتی که وجود نازنین امام رضا(سلام الله علیه) با علما داشتند سوالات و مطالبی که بویژه با علمای اهل سنت مطرح شد.
حضرت استاد میخواهیم بدانیم آن نکاتی که حضرت فرمودند ایا در منابع اهل سنت هم آمده یا خیر این سوالی است که فکر میکنم برای بینندگان جالب باشد؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ابتدا فرمایشی که در رابطه با زیارت داشتید، روایات متعدد از رسول اکرم و حضرت امیر، از اقا موسی ابن جعفر داریم که زیارت امام هشتم معادل هفتاد هزار حج است. خیلی عجیب است واقعا این روایتها را وقتی آدم ملاحظه میکند حضرت میفرماید مثلا ثواب زیارت امام رضا(سلام الله علیه) معادل هفتصد حج است. طرف میگوید هفتصد؟! حضرت میفرماید هفتاد هزار حج و چه بسا حجی قبول نمیشود ولی زیارت امام هشتم معادل هفتاد هزار حج و عمره مقبوله است.
واقعا ما بعد از سید الشهداء(سلام الله علیه) ثوابی که برای زیارت قبر مطهر امام هشتم هست من ندیدم، اگر دوستان سایت ولی عصر قسمت تألیفات را ملاحظه کنند من اولین تألیفی که در این عمر حوزوی ام کردم کتاب «در حریم طوس» است.
ü کتاب در حریم طوس
در این کتاب اولا پاداش زیارت را از منابع معتبر آوردیم کرامات و معجزات حضرت را از زمان ولادت تا سال هفتاد شش و یا هفتاد و هفت بود که این کتاب را نوشتیم، بنده در استان قدس رضوی رفتم، قسمت شفا یافتگان کل پروندهها را در اختیار من قرار دادند شاید نزدیک دو هزار پرونده بود.
مدتی بنده در جوار امام رضا(سلام الله علیه) بودم حدود سی، چهل تا از این شفا یافتگانی که واقعا قلب آدم را دیگر گون میکند به قول اقای اسماعیلی جگر آدم را حال میآورد در آن کتاب آوردیم و زیارتنامه ها را هم از منابع مفصل آوردیم و در آخرش هم اشعاری در مدح امام هشتم آوردیم.
دوستان میتوانند این کتاب را از سایت ولی عصر دانلود کنند و در موبایل خودشان داشته باشند.
ü تعابیر امام رضا(سلام الله علیه) در مورد خلفا و آمدن آنها در منابع اهل سنت
در رابطه با سوالی که حضرتعالی پرسیدید ایا تعابیری که امام هشتم نسبت به خلفا فرمود در منابع معتبر اهل سنت است یانه؟ اولین مورخی که ما از ایشان آثار ثبت شده داریم «ابن سعد صاحب طبقات کبری متوفای230» است. «طبری متوفای 311» ولی ابن سعد متوفای 230 است ایشان در جلد سوم کتابش در صفحه 182 میگوید:
«أيها الناس قد وليت أمركم ولست يخيركم»
الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج3، ص182
من خلیفه شما شدم و بهترین شما نیستم از من بهتر در جامعه زیاد است. همان تعبیری که امام رضا(سلام الله علیه) فرمود آیا واقعا راست میگوید من بهترین نیستم یا دروغ میگوید، اگر راست میگوید بهتر از ایشان است اون باید بیاید خلافت کند. اگر دروغ میگوید آدم دروغگو نمیتواند شایسته خلافت باشد.
«ابن حزم اندلسی متوفای 456» در کتاب الفصل شان جلد 4 صفحه 105 با سند صحیح میگوید بعد از رحلت پیامبر ابوبکر خلافت را به دست گرفت و گفت: «إني وليتكم ولست بخيركم»
«أن أبا بكر الصديق رضي الله عنه خطب الناس حين ولي بعد موت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أيها الناس إني وليتكم ولست بخيركم فقد صح»
الفصل في الملل والأهواء والنحل؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الطاهري أبو محمد الوفاة: 548، دار النشر: مكتبة الخانجي – القاهرة، ج4، ص105
ایشان در جمع صحابه گفت من خلیفه شدم ولی بهترین شما نیستم.
«ابن کثیر دمشقی» همین حرف را آورده است. «تفتازانی» همین حرف را دارد، آقای «آلوسی» همین حرف را دارد. «محمد ابن عبدالوهاب» همین حرف را دارد.
اما این که امام رضا(سلام الله علیه) فرمود ابوبکر گفت من شیطانی دارم متعرض من میشوم اگر عصبانی شدم از من دوری بشوید. «کتاب المصنف – عبدالرزاق صنعانی متوفای 211»، ایشان استاد «بخاری» است در جلد 11 صفحه 336 مفصل آورده است ابوبکر صدیق خطبه خواند و گفت: «والله ما أنا بخيركم»
«أن أبا بكر الصديق خطب فقال أما والله ما أنا بخيركم ولقد كنت لمقامي هذا كارها ولوددت لو أن فيكم من يكفيني فتظنون أني أعمل فيكم سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا لا أقوم لها إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يعصم بالوحي وكان معه ملك وإن لي شيطانا يعتريني فإذا غضبت فاجتنبوني لا أوثر في اشعاركم ولا أبشاركم الا فراعوني فإن استقمت فأعينوني وإن زغت فقوموني قال الحسن خطبة والله ما خطب بها بعده»
المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج11، ص336، ح20701
«أما والله ما أنا بخيركم» قسم به خدا من بهترین شما نیستم، «ولقد كنت لمقامي هذا كارها» من دوست نداشتم و اصلا خلافت خوشم نمیآمد، «ولوددت لو أن فيكم من يكفيني» ای کاش کسی بود که خلافت را قبول میکرد من راحت میشدم!
آخر از غدیر که هفتاد روز بیشتر نگذشته بود، مگر شما بیعت نکرده بودید؟ «فتظنون أني أعمل فيكم سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم» مردم خیال میکنید که من سنت پیامبر را در میان شما پیاده میکنم من هرگز همچنین قدرتی ندارم.
پیامبر معصوم بود و ملکی در کنارش بود او را از لغزش حفظ میکرد، این که شیعه میگوید امام باید معصوم باشد یعنی این، خلیفه اول هم میگوید پیامبر معصوم بود و از خطا و لغزش در کارهای حکومتی مصون بود ولی من معصوم نیستم.
گرچه بعضی از بی عقلها میگویند ابوبکر و عمر هم معصوم بودند. «وإن لي شيطانا يعتريني» من یک شیطانی دارم همیشه متعرض من میشود. «فإذا غضبت فاجتنبوني» ملاحظه کنید من این مطلب را از کتاب «عبدالرزاق صنعانی» نقل کردم. ایشان کسی است که آقای «یحیی ابن معین» میگوید:
«لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما تركنا حديثه»
اگر عبدالرزاق مرتد بشود ما احادیثش را رها نمیکنیم!
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج9، ص573
ابوبکر میگوید اگر من عصبانی شدم از من دور بشوید. «لا أوثر في اشعاركم ولا أبشاركم» اگر دور نشوید من موهایتان را با ناخنهایم میکنم و صورت تان را چنگ میزنم.
اگر این مطلب در کتابهای شیعه بود خدا شاهد است من نمیخواندم!
اقای «ابن سعد» در کتاب «طبقات» خودش آورده است جالب این است که «ابن تیمیه حرانی» در کتاب «منهاج السنه» جلد 8 صفحه 268 میآورد:
«أن المأثور عنه أنه قال وإن لي شيطانا يعتريني»
بعد ایشان میگوید:
«من أعظم ما يمدح به»
بالاترین فضیلت ابی بکر هم همین است!
منهاج السنة النبوية، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج8، ص266
من نمیدانم این آدم بی عقل به جای که بیاید توجیه کند میگوید بالاترین مدح برای ابوبکر همین است ایشان گفته من عصبانی بشوم موهایتان را میکنم و صورت تان را چنگ میزنم! (میگویند عاقلان دانند)
باز در مورد مطالبی که حضرت فرمود دومی گفت بیعت ابوبکر فلته بوده است این هم کتاب «صحیح بخاری»
«فوالله ما كانت بَيْعَةُ أبي بَكْرٍ إلا فَلْتَةً»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص 2503، ح6442
بیعت ابوبکر یک اتفاق ناگهانی و بدون تدبیر بود، فلته یعنی کار بی تدبیر کار همین طورکی و یهویی!
ملاحظه بفرمایید عبارت امام رضا(سلام الله علیه) این بود اگر هرکسی مثل بیعت ابی بکر را انجام بدهد باید کشته شود، این را هم عزیزان دقت کنند در کتاب «صحیح بخاری» چنین آمده است:
«... من بَايَعَ رَجُلًا من غَيْرِ مَشُورَةٍ من الْمُسْلِمِينَ فلا يتابع هو ولا الذي تابعه تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلَا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2505، ح6442
اگر مثل بیعت ابی بکر با کسی بیعت بشود هم خلیفه باید کشته بشود و هم کسانی که اون خلیفه را معرفی میکنند باید کشته بشود.
امام رضا(سلام الله علیه) میفرماید این آقایی که میگوید بیعت یهویی بود و اگر بیعت مثل او انجام بشود باید کشته بشود، پس بیعت ابی بکر که اساس کار است آقای «یحیی ابن ضحاک» خود خلیفه دوم میگوید اگر همچنین بیعتی بشود باید کشته شود.
شما میآیی به من میگویی بیعت شده و مردم راضی بودند آیا راضی بودن مردم حکم الهی را عوض میکند؟
در هر صورت...
در این زمینه حرف خیلی زیاد است و ظاهرا وقت به پایان رسیده است خلاصه حرف این است که مناظرات اقا امام هشتم(سلام الله علیه) چه با علمای اهل سنت و چه با علمای مسیحی و چه با علمای صابئیها همه خواندنی است. یعنی ما همچنین فرصتی را برای ائمه دیگر نداشتیم که این طور فرصت فراهم شود که با علمای بزرگ ادیان مختلف حضرت مناظره کرده و مناظرات عجیبی هم دارد.
مخصوصا با علمای بزرگ یهود، مسیحیها مناظراتی که واقعا آدم میخواند دوست دارد دوباره از اول بخواند، یعنی به قدری شیرین و جذاب است که فدایش بشوم واقعا در این دو سال یا دو سال و نیمی در طوس بودند کولاک کرده است.
مجری:
حضرت استاد خیلی ممنون و سپاسگزارم از شما، بزرگواری فرمودید استفاده کردیم سایه تان مستدام همچنین از شما عزیزان بیننده ممنون و سپاسگزاریم ماه صفر به پایان رسید دو ماه عزاداری برای مولا و ارباب مان حضرت سید الشهداء ان شاء الله مادرشان حضرت زهرا از همه ما بپذیرد فردا مردم لباس مشکی را از تن خارج میکنند، در این دو ماه عزاداری ان شاء الله اجر و مزد ما را شفاعت به ما عنایت و توجه بشود توسط حضرت مادر ان شاء الله که همه مان مورد لطف و عنایت حضرت ارباب قرار بگیریم.
ممنون هستم که همراهی فرمودید ان شاء الله به زودی زود مشهد الرضا قسمت و روزی همه مان بشود. در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدارتان!