-
تاریخ بدون روتوش
1:08:41 دقیقه
خیانت کوروش به همپیمانش نبونئید در شکست ماد و بابل 27 فروردین 1404 -
تاریخ بدون روتوش - نقد ذوالقرنین دانستن کوروش در برنامه محفل 20 فروردین 1404
1:26:16 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - مشهورات غلط در مورد هخامنشیان 14 فروردین 1404
1:23:28 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش؛ عیلامی یا پارسی؟ 6 فروردین 1404
56:18 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش، پارسی یا عیلامی 22 اسفند 1403
54:52 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - الهیات تمدن عیلام 15 اسفند 1403
54:21 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - تمدن عیلام، از شوش تا انشان 8 اسفند 1403
1:25:24 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - قدمت عیلام؛ پازل فراموش شده تاریخ ایران باستان 1 اسفند 1403
1:21:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - عیلام؛ پازل فراموش شده تاریخ ایران باستان 17 بهمن 1403
1:23:23 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - کوروش؛ عیلامی یا پارسی 3 بهمن 1403
1:20:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - مرور کلی بر مبحث حرمسرا هخامنشیان و جایگاه زنان و خواجگان در دربار هخامنشی + پاسخ به سوالات مخاطبین 19 دی 1403
1:24:56 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - پاسخ به سوالات مخاطبین در پنجاهمین قسمت از فصل سوم 12 دی 1403
1:24:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ جایگاه زنان در دربار هخامنشی با محوریت دختران و خواهران شاه 5 دی 1403
1:25:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ جایگاه زنان در دربار هخامنشی با محوریت همسران 28 آذر 1403
1:27:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _جایگاه زنان در دربار هخامنشیان 21 آذر 1403
1:22:40 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ زنان در عصر هخامنشیان 30 آبان 1403
1:23:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش _ 360همسر پادشاهان هخامنشی 16 آبان 1403
-
تاریخ بدون روتوش -تعددِ تعدد زوجات در زمان هخامنشی 9 آبان 1403
1:26:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - برده و برده داری در دوره هخامنشیان 2 آبان 1403
1:20:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بندهداری و برده داری در کتیبه بیستون داریوش 25 مهر 1403
1:23:04 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش -برده داری و بنده داری در دوران هخامنشیان 18 مهر 1403
1:20:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - زنان و خواجههای حرمسرای هخامنشی 4 مهر 1403
1:33:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جایگاه و کارکرد خواجگان در دولت و دربار هخامنشي 28 شهریور 1403
1:25:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جايگاه خواجگان در دولت هخامنشيان 21 شهریور 1403
1:20:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - خشایارشا و زندگی حرمسرایی 7 شهریور 1403
1:22:39 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - نبرد پلاته 31 مرداد 1403
1:22:01 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - نبرد سالامیس 24 مرداد 1403
1:28:51 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - اسپارتاکوس و تاریخ اسپارت ها 17 مرداد 1403
1:26:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - جنگ های ایران و یونان 10 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بررسی مطابقت کوروش با ذوالقرنین 13 تیر 1403
1:26:20 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - قربانی کردن انسان ها در تاریخ یونان 30 خرداد 1403
1:30:35 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - فرهنگ یونان 23 خرداد 1403
1:23:31 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - دموکراسی و فلسفه یونان 16 خرداد 1403
1:30:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - ذهنیت های کلیشه ای در خصوص اهمیت یونان ( دموکراسی) 9 خرداد 1403
1:25:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - تمدن یونان 2 خرداد 1403
1:16:41 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 اردیبهشت 1403
1:31:53 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 9 اسفند 1402
1:19:19 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 11 بهمن 1402
1:21:13 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 27 دی 1402
1:15:51 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 20 دی 1402
1:20:35 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 24 آبان 1402
1:18:44 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 17 آبان 1402
1:25:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 10 آبان 1402
1:25:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 مهر 1402
1:24:46 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 12 مهر 1402
1:21:47 دقیقه -
قسمت نود و یک برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی (فصل سوم)
1:10:34 دقیقه
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 5 مهر 1402 -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 29 شهریور 1402
1:19:24 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 31 خرداد 1402
1:28:34 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 24 خرداد 1402
1:26:18 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 17 خرداد 1402
1:26:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 3 خرداد 1402
1:29:03 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 27 اردیبهشت 1402
1:47:03 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 20 اردیبهشت 1402
1:29:07 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 13 اردیبهشت 1402
1:26:53 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 6 اردیبهشت 1402
1:25:9 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 10 اسفند 1401
1:27:56 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 3 اسفند 1401
1:26:11 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 19 بهمن 1401
1:17:43 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 12 بهمن 1401
1:18:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 5 بهمن 1401
1:24:00 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 28 دی 1401
1:25:10 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش - بازخوانی نو از آیین زرتشت و ایران باستان 21 دی 1401
1:07:12 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 23 آذر 1401
1:28:25 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 5 مرداد 1401
2:01:54 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 29 تیر 1401
1:27:23 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 15 تیر 1401
1:26:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 8 تیر 1401
1:29:05 دقیقه -
تاريخ بدون روتوش 1 تیر 1401
1:26:04 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 11 خرداد 1401
1:28:29 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 4 خرداد 1401
1:25:32 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 28 اردیبهشت 1401
1:30:42 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 21 اردیبهشت 1401
1:29:01 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 14 اردیبهشت 1401
1:14:47 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 24 فروردین 1401
1:23:50 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 17 فروردین 1401
1:28:45 دقیقه -
تاریخ بدون روتوش 3 فروردین 1401
1:4:23 دقیقه
آغازی بر پایان هخامنشیان (سلطنت ادشیر اول) تاریخ بدون روتوش
قسمت صد و سی و هفتم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی استاد حسینی
- تغییر نام ارسس به اردشیر
- اردشیر دراز دست یعنی چه
- قتل خشایار توسط پسرش
- اردشیراول قاتل برادران خود
- توطئه و خونریزی هخامنشیان برای دستیبابی به قدرت
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: تاریخ بدون روتوش
تاریخ: 10/ 02/ 1404
استاد: آقای حسینی
قسمت:137
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
استاد: حسینی
عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شما بیننده شصت و دومین قسمت از فصل سوم و صد و سی و هفتمین قسمت از مجموعه برنامه تاریخ بدون روتوش هستیم برنامهای که سعی می کند به صورت مستند با یک تورقی در تاریخ در تاریخ ایران باستان و به تبع آن تواریخ دیگرای مثل یونان و مصر و بابل که متناسب با موضوعات بوده است روی دیگری از تاریخ را که روتوش شده است را به شما نشان بدهد یعنی آن روتوش را کنار بزند و آن روی دیگری که روی واقعی است را نشان بدهد و مستند با شما صحبت کنیم سعی کنیم بیشتر متکی به اسناد باشیم به گزاره ها باشیم کمتر سعی کنیم نسبت به تاریخ تحلیل شخصی داشته باشیم مگر یک جایی که دیگر تحلیل می طلبد و آنجا هرکسی میتواند بر اساس آن مستندات به یک جمع بندی معقولی برسد فصل اولمان در مورد بحث زرتشت بود سه سوال مطرح کردیم بدون پاسخ باقی ماند فصل دوممان هفت سوال سه سوال اضافه کردیم و ده سوال بود و فصل دوم که تمام شد در فصل سوم هستیم و شصت و دومین قسمت از برنامه فصل سوم چند ساله داریم این برنامه را تقدیم حضور شما می کنیم و ده سوالی که بدون پاسخ مانده است و هیچ پاسخی برایش دریافت نکردیم.
و در فصل سوم ما بحث خشایارشها را گفتیم یعنی سلسلههای پادشاهی را که تکمیل کردیم کوروش را گفتیم بردیا را گفتیم کمبوجیه را که گفتیم داریوش که گفتیم خشایار که گفتیم گفتیم این نیمه اول پادشاهی اگر در نظر بگیریم در زمان هخامنشیان چند موضوع کلی مطرح شد در جلسات قبل حالا میخواهیم بیفتیم به بخش دوم پادشاهی هخامنشی و از اردشیر اول تا خشایار سوم و بحث اسکندر ان شاء الله تقدیم حضورتان خواهیم کرد سرعتمان بسیار بالاتر از قبل خواهد بود به خاطر اینکه طبیعتاً منابع خیلی کمتر است بحث چالش خیلی کمتر است اصل بحث هخامنشیان و موضوعات و مسائل و هر آنچه که لازم است بحث و گفتگوی علمی در موردش شود طبیعتاً در آن بخش اول دوره هخامنشیان بیشتر است به جز آن اواخر هخامنشیان بحث سقوط هخامنشیان و قضیه خشایار سوم اسکندر داریوش سوم اسکندر این موضوعات که ان شاء الله مطرح خواهیم کرد ما در این چند قسمت ممکن است دیگر هر یک قسمت به یک پادشاه بپردازیم و چه بسا در یک قسمت به دو پادشاه از پادشاه هخامنشی بپردازیم به خاطر اینکه برخی از هخامنشی ان شاء الله عرض خواهیم کرد .
مثل سقغدیانه خیلی ایام کمی را پادشاه بودند اتفاقات خاص و ویژهای نداشتند که بخواهیم در موردشان خیلی صحبت کنیم با شما اما این برنامه در خصوص اردشیر اول است اردشیر اول هخامنشی فرزند خشایار شاه از همین ابتدای بحث هم داریم اعلام می کنیم ده سوال پرسیده بودیم اگر کسی احساس کرد پاسخی نسبت به سوالات دارد می تواند مطرح کند تا الان که آنچه که محل انتظار ما بوده است طبیعتا برآورده نشده است و پاسخ دریافت نکرده است اما بحث اردشیر مطرح می کنیم سعی می کنیم چون این پادشاهان دیگر حتی آن چون چالش مباحثی که در مورد کوروش و داریوش است را ندارند یک مقداری احتمال دارد خشک به نظر برسد بحث کردن و صحبت کردن در موردشان سعی می کنیم با یک مدل خاصی برنامه را پیش ببرویم که با ما همراه باشید و یک برنامه حداقل در مورد ارزش اول هخامنشی شما به اندازه یک برنامه اطلاعات داشته باشید.
از نام شروع می کنیم می رویم سراغ نام اردشیر هخامنشی چون می دانید اردشیر یکم معروف است به اردشیر درازدست این بحث اردشیر را می گوییم بحث دراز دست بودن اینکه چرا چنین لقبی به آن داده شدند مطرح خواهیم کرد می رویم سراغ کتاب پیر بریان همین کتابی که در داخل استودیو ما از آن استفاده می کنیم به عنوان دکور برنامه پروفسور پیر بریان تاریخ امپراطوری هخامنشیان از کوروش کبیر تا اسکندر جلد دوم ترجمه دکتر مهدی سمسار ایشان می آید صفحه شماره هزار و سیصد و نود و نه در مورد اردشیر ذیل موضع و موقعیت شاه جدید که منظورش اردشیر اول است می گوید که یکی از نخستین تدابیر شاه تازه رها کردن اسم خاص خود و برگرفتن اسم شاهی اردشیر برای اردشیر بر اساس رسم تازهای بود که از آغاز پادشاهی خود او بنیان گذاشته شد گزینش اسمی به معنای کسی که قدرت او ارت یا بر پایه و اساس ارته مستقر است که البته اردشیر واقعاً از لحاظ لغوی به این معنا است یا معانی دیگری میتواند بدهد بحث دیگری است به صورت کلی آقای پیر بریان نظری هم نشان دهنده و معرف اراده کسی است که قصد دارد مانند پدر و پدربزرگ خود ارزش سیاسی مذهبی راستی و وفاداری سلسلهای را پاس دارد و محترم به شمارد و این فرایندی است که میتواند بعد از آشوبهای مربوط به دوران جانشینی خوش یمن و شادمان کننده جلوه کند پس اولین اتفاقی که افتاد داریوش اول ببخشید اردشیر وقتی که به قدرت رسید آمد اسم خودش را تغییر داد این یک مسئله.
مسئله دیگر که در این زمینه باید خدمت شما عرض کنیم این است که نامش چه بوده است آقای پیر بریان در جای دیگر نامش را گفته نشان می دهیم پروفسور پیر بریان تاریخ امپراطوری هخامنشی از کوروش کبیر تا اسکندر جلد دوم ترجمه دکتر مهدی سمسار صفحه شماره هزار و صد و نود و دو خشایار شاه در آغاز فصل تابستان چهارصد و شصت و پنج قبل از میلاد کشته میشود پسر او ارسس که در پادشاهی نام اردشیر را می گیرد به جای او می نشیند پس اسم اردشیر اول ارسس بوده است اردشیر نامی است که خودش برای خودش بعد از اینکه به قدرت و پادشاهی میرسد انتخاب می کند اینطور نبوده است که از اول خشایار شاه اسم اردشیر را روی خودش گذاشته باشد.
آقای پرویز رجبی هم همین مطلب را دارد در کتاب هزارههای گمشده جلد سوم از خشایار شاه تا فروپاشی هخامنشیان تالیف دکتر پرویز رجبی فصل سوم را که شروع می کند ایشان بر تخت برآمدن اردشیر اول را که مطرح می کند اینجا این عبارت را مب آورد که اردشیر که نام اصلی او عرصس است کاملا واضح پس اردشیر اول اسمش چیست؟ اردشیر اردشیر نامی است که خودش انتخاب کرده است عرصه بوده است اردشیر اول این اول و دوم که ما می گوییم صغیر و کویرهایی نسبت به پادشاهان و این ها ما گذاشتیم رویشان این عدد گذاری عدد گذاری نیست که آن زمان انجام شده باشد این را ما آمدیم برای اینکه اسم هایشان مشترک بوده است اشتباه نکنیم داریم این نوع اسم گذاری می کنیم چون یکی از رسمهایی که در باستان بوده است این بود که اسم پدر بزرگ یعنی طرف اسم پدر خودش فرزندش یعنی اسم شخص با پدربزرگش یکی میشده است به خاطر همین باید یا عدد گذاشته می شد یا صغیر و کبیر نسبت به این ها گفته می شد پس این اردشیر نبوده است و اول را که ما داریم می گذاریم روی آن ها واژهها را با همدیگر چک کنیم ببینیم به چه شکل است.
و نکته بعدی این است که آقا این اردشیر دراز دست چرا به آن دراز دست گفته میشود ظاهراً اولین نفری که می آید می گوید اردشیر لقب دراز دست را داشته و ترجمه می کند پلوتارک است با هم کتابش را ببینیم حیات مردان نامی جلد چهارم اثر پلوتارک ترجمه رضا مشایخی ایشان می آید آقای پلوتارک همان ابتدا که بحث اردشیر اول را می خواهد مطرح کند صفحه شماره چهارصد و هفتاد و هشت می گوید که اولین شاه ایران اردشیر بود و در مهربانی و نرم خویی خط اولش را دارم میخوانم و علو به طبع بر تمام پادشاهان سلسله خود برتری داشت این را در ذهنتان داشته باشید دو تا نکته را بگویم.
یک اینقدر نیایید بگویید یونانیها دشمن بودند با پادشاهان هخامنشی این منطق اشتباه است شاید صد قسمت هم است ما مستقیم یا غیر مستقیم نسبت به منابع داریم این دیدگاه را اصلاح می کنیم چون این منابع یونانی از دست ما گرفته شود در بحث تاریخ باستان خودمان خیلی به مشکل مواجه می شویم همین منابع کلاسیکی یونانی شاید هشتاد هشتادو پنج درصد منابع تاریخی ما را و دسترسی تاریخی ما را دارند تامین می کنند.
و نکته بعدی که میبینید می گوید اردشیر اول دیگر در مهربانی و نرم خویی بر تمام پادشاهان دوره خودش برتری داشت امشب می بینیم یعنی آن شخصیتی که برترین پادشاه هخامنشی از لحاظ نرم خوی و مهربانی معرفی شده است میبینیم یک نمونههایی از اتفاقاتی که در آن زمانش رقم خورده است اما بحث اینکه چرا از درازدست در ادامه می گوید او را درازدست مینامیدند زیرا دست راستش بلندتر از دست دیگرش بود دست راستش بلندتر از دست دیگرش بوده است وبعضی گفته اند اردشیر به خاطر اینکه یک عیب ظاهری داشته است و جسمانی داشته است این به خاطر همین است که یک دست دیگرش از یک دست راستش از دست چپش درازتر بوده است به خاطر همین یک چنین لقبی را دارد حالا این فقط بحث پلوتارک نیست آقای داندامایف هم شبیه چنین عبارتی را دارد که البته از زمانی قابل مقایسه نیستند منابع یونانی دست اول تر است طبیعتاً این منبع بیشتر محسوب می شود.
تاریخ سیاسی هخامنشی محمد داندامایف ترجمه فرید جواهر کلام چرا صفحه شماره سیصد و نه این مطلب را می آورد می گوید اردشیر اول در فارسی کهن آرتا کشاکا به معنای عدالت یکی از توسط یونانیان لقب دراز بازو یا دراز دست گرفته چرا چون بازوی راستش درازتر از بازوی چپش است.
چرا این لقب بر اردشیر گذاشته شد و در تاریخ ماند که اردشیر اول اردشیر دراز دست بوده است احتمالاً ریشه در همین منابع یونانی است چون ما در منابع خودمان چیز مستقلی نمیتواند پیدا کنیم اما یک چیزی را خوب می دانیم آن هم این است که در بستر ایران زمین یکی از نشانه هایی که در دوره هخامنشیان نماد دست به عنوان قدرت که البته این استمرار هم پیدا کردا در زبان فارسی همین الان ما هم یعنی دست خودش یک موضوعیتی دارد دستم بسته است یعنی محدودیت در قدرت و توان دارم فلانی دستانش باز است یعنی دست را نماد قدرت داریم می بینیم انگار این ایرادی که گرفته شده است خیلی درست نیست که آقا اردشیر چون با همدیگر فرق داشته است.
پس دراز دست بوده است نه به معنای کسی بوده است که قدرتش گستردگی داشته است این معقول تر به نظر میرسد ادبیات قرآن هم است دیگر:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است!، دستهايشان بسته باد و بخاطر اين سخن از رحمت (الهي) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او گشاده است هر گونه بخواهد ميبخشد، و اين آيات كه بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد، و در ميان آنها عداوت و دشمني تا روز قيامت افكنديم، و هر زمان آتش جنگي افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت و براي فساد در زمين تلاش ميكنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.
المائده(5):64
دستان خدا بسته است بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ دستان خدا باز است:
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ۚ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا
کسانی که با تو بیعت میکنند (در حقیّقت) تنها با خدا بیعت مینمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر کس پیمانشکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.
فتح (48):10
دست خدا بالای دست ها است این استفاده از عنصر دست به عنوان یک نماد اینجا را هم انگار استفاده شده است و اردشیر دراز دست البته باز هم معلوم نیست چه کسی به اردشیر اولین بار گفته دراز است احتمالاً یونانی آمدند گفتند اگر یک مقداری جسورانه نظر بدهیم انگار به خاطر این است که یونانیها آمدند گفتند اردشیر عملاً دست درازی کرده است به سرزمین یونانی عرض کردم یک مقدار نظر جسورانه است ولی بخاطر اتفاقاتی که در یونان افتاده بود و آن بلوک های دوگانه که شکل گرفته بود و بحث اختلافاتی که بین اسپارت و آتن بود و آن تغییرات و جهتدهیهایی که در زمان اردشیر شروع شده بود و بعدش هم ادامه پیدا کرد این دست درازی شاید به خاطر این بوده است این یک چنین معنایی بوده باشد به هر حال این در مورد اسم اردشیر که باید با شما صحبت میکردیم اما اردشیر حالا من این هم بگویم چون لقب دراز دست الان شاید مثلاً یک لقبی باشد که در نگاه اول معنایش معنای مثبتی نباشد این ترکیب معنای مثبتی نباشد من همان اردشیر اول می گویم یا اردشیر یکم یا اردشیر اول را استفاده می کنم فلذا منظور همین اردشیر دراز دست هستش چه شد که به قدرت رسید یعنی پادشاه قبل که خشایار شاه بود آیا به مرگ طبیعی مرد آیا اردشیر اول را به عنوان جانشین خودش معرفی کرده بود آیا ارزش اول فرزند بزرگتر بود که باید به قدرت میرسید و اینکه آیا اردشیر اول صفات و ویژگیهایی داشت که شایسته به قدرت رسیدن در زمان هخامنشیان بود جواب همه سوالاتی که گفتم خیر است داستان چیست؟
پیر بریان ما بیشتر روی بحث کتاب پیر بریان تمرکز می کنیم چون می دانید پیر بریان واقعا انگار از دیدگاه منتقدین و موافقین و این ها عملاً مورد پذیرش است در مورد هخامنشیان شخص دومی را من نمیشناسم که اینقدر مورد پذیرش بحثش قرار گرفته باشد هرچند ایرادات نسبتش ندیدند برخی از اسناد است اما رویکردش در تحلیل تاریخ ایران و تاریخ هخامنشیان رویکردی که قابل استفاده است آقای پروفسور پیر بریان تاریخ امپراطوری هخامنشیان از کوروش کبیر تا اسکندر جلد دوم ترجمه دکتر مهدی سمسار در خدمت آقای پیربریان در برنامه باشیم اما فعلاً فراهم نشده است امکان که تصویری تلفنی ضبط حالا به هر حال آقای پیر بریان در تاریخ امپراطوری هخامنشیانشان مطلبی را آوردند صفحه شماره هزار وصد و نود و سه مطلب این است آنچه در سطور پیشین آورده شد این حرف هایی که خودش آورده را دارد می گوید و مقدمه که چیده است برای بحث به قدرت رسیدن یک قاعده کلی را می گوید و آن هم این است آنچه در سطور پیشین آورده شد این مطلب را قبل از هر چیزی ثابت می کند که در تاریخ امپراطوری هخامنشی موضوع جانشینی پادشاه همیشه مسئلهای حساس و ظریف بوده است است و دلیل و شاهد انکارناپذیر آن تعداد حیرت انگیز قتل و جنایتهای درباریان.
پروفسور پیر بریان می گوید تعداد قتل و جنایتهایی که در دربار در بحث پادشاهی و جانشینی پادشاه انجام شده است حیرت آور است نمی آید بگوید زیاد بوده است حیرت آور وقتی در گفتن یک گزاره تاریخی در مورد یک مقطع تاریخی معنا پیدا می کند که شما با بقیه جاها مقایسه کنید طبیعتاً باید مقایسه این را دیدیم از آقای پیر بریان یک قاعدهای را گفته بود برای این مسائل آقای دیودور، دیودور سیسیلی که قبلا معرفی کردیم خدمت شما خوب ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی این بخش اینجا آمده است آنچه که از دیودور باقی مانده است را ترجمه کرده است حکومت مادها شور لشکر کشی خشایار شاه اردشیر دوم کوروش کوچک لشکرکشی اسکندر به ایران در این کتاب آقای دیودور گزارشی که می آورد از اینکه چه شد خشایار شاه کشته شد به مرگ طبیعی مرد و اردشیر به قدرت رسید را با همدیگر یک مرور می کنیم خیلی کلی با ایشان حالا کار داریم.
بر اساس همین کتاب کتاب دیوودور و آن گزارشی که دیودور دارد صفحه شماره دویست و هفتاد و چهار من رنگی نکردنش دلیلش این است که اگر میخواستیم رنگ کنیم کل صفحه رنگی می شد از اینجا بخش شصت و نه پارت شصت و نه که شروع می کند از شصت و نه همان ابتدا در این سال در این سال آرتابان هیرکانی تبار که از اعتبار زیادی نزد خشایار شاه برخوردار و فرمانده نگهبانان شاهی بود خوب پس داریم یا آرتابان یا باز که این شخص یک جایگاه ویژه خشایار شاه داشته یکی از عموی خشایارشاه بوده است البته یکی از ویژگیهاش یعنی درون نظام سلطنتی این بوده است که به زبان امروز حفاظت شاه بوده است در زمان خشایار شاه خبان چیکار کرد که از اعتبار زیادی در این سال ارتبان یا آرتابان هیرکانی که از اعتبار زیادی نزد خشایارشاه برخوردار و فرمانده نگهبانان شاهی بود سر تیم نگهبانی از شاه بوده است محافظت از شاه طرح قتل خشایار شاه و جلوس بر تخت سلطنت را پی ریزی کرد آیا به تنهایی قطعاً خیر چون به خواسته نرسیده بود حالا چطوری شد وی این توطئه را با میتریدات خواجه همان مهرداد است که مباشر شاه بود و شاه به وی اعتماد کامل داشت در میان گذار این مهرداد یکی از همین خواجههای حرمسرا بود که در مورد خواجه مفصل صحبت کردیم با شما نقش خواجه ها میرتادات مهرداد خویشاوندان و دوستابان بود با این توطئه موافقت کرد آرتابان شبانگاه به کمک مهرداد وارد اتاق خواب خشایار شاه شد و او را به قتل رساند آنگاه خود را به پسران شاه رسانید چند پسر داشته است.
خشایارش اردشیر آنها سه نفر بودند داریوش ارشد برادران اردشیر که هر دوی آنها در قصر میزیستند و سومی هیچتاست یا ویشتاست که در آن زمان غایب بود هیچتاست چه کاره بود چرا غایب بود به خاطر اینکه ساتراپ باختر بوده است آرتامان هنگامی که هنوز شب بود خود را به اردشیر رساند و به او گفت که برادرش داریوش پدرش را به قتل رسانده است بر تاج و تخت دست یابد تا اینجا خلاصه اش یعنی چی یعنی خشایارشاه یک معتمدی داشته است که این معتمد عمویش هم بوده است تیم حفاظت شاهی بوده است آن به با کمک یکی شخص دیگرای که مهرداد بوده است مهرداد خواجه بوده است با کمک او آمدند خود خشایار شاه را کشتند بعد خشایار شاه رفت سراغ فرزندان ببخشید بعد ارتابان یا آرتاباز یا آرتابان رفت سراغ فرزندان این مقتول که خشایار شاه بود به فرزندان خشایارشاه گفت که بیاید به داد برسید که داریوش آمده است به اردشیر گفت بیاید که داریوش آمده است پدرت را به قتل رساند بعدش چه شد خیلی خلاصه میخواهم بگویم که درگیر یک سری از عبارات به صورت مفصل نشویم.
صفحه دویست و هفتاد و پنج آقای دیودور بنابراین به آن پیشنهاد کرد که الان از که از هم اکنون از یوغ برادرش درآمده است و به گرفتن انتقام مرگ پدر به اردشیر گفت برو داریوش را بکش به جایش پادشاهی در عین حال برای تحقق این مهم به او قول حمایت گارد شاهنشاهی را داد گفت ببین اگر در فرزند توضیح بدهم در این زمینه اگر ما قاعده را بر این بگیریم که فرزند شاه و فرزند بزرگ شاه باید جانشین شود این را در نظر بگیرید که خشایارشاه ما گزارش نداریم که از فرزندش مشخص کرده است باشد همان حدی که از کوروش در مورد کمبوجیه داریم اینجا نداریم برادران ترتیب سنی برادران یعنی برادران اردشیر اردشیر خیلی دقیق نیست یک سری شواهدی است که به ما می تواند برساند که وضعیت فرزندان خشایارشاه به چه شکلی داریوش از اردشیر بزرگتر بوده است چون در گزارشهای یونانی داریم وقتی که داریوش داریوش فرزند خشایارشاه به بلوغ رسیده بود به سن بلوغ رسیده بود هنوز این اردشیر یکم که آن موقع اردشیر هم نبوده است البته آن موقع این اردشیر کودک بوده است و اگر ما در زمانی که خشایار شاه به قتل رسیده است توسط اردوان و مهرداد و حالا تیمی که می گویم به شما چطور طراحی شده بوده است احتمالا آن زمان ویشتاس که یکی دیگر از برادرانشان است ساتراپ باختر دارد شرق ایران طبیعتاً آن کسی که ساتراپ را دارد باید فرزند بزرگتر باشد به نسبت این دو اما این هم است آقای پیر بریان هم یک جا به این مسئله برخی اوقات برادر اول که می خواسته است به عنوان جانشین شاه باشد برادر دوم ساتراپی چیزی می رسید یعنی به عنوان پادشاه مشخص نمی شده است ولی به هر حال یک سرزمین برای حکومت خودش داشته است.
پس در نتیجه ما دو احتمال می توانیم بدهیم که معقول ترین احتمالات این است که وبگوییم ویشتاس که در باختر بوده است و صاحب ساتراپ باختر در زمان بزرگ بوده است یک احتمال دیگر این است که او فرزند بزرگ نبوده است خشایار شاه او را آنجا گذاشته بوده است تا مثلا داریوش بخواهد به قدرت برسد و اگر فرزند دیگرش به قدرت رسید یک فرزند دیگر او یعنی فرزند دیگر خشایار شاه صاحب یک مجموعه این ها چرا دارند من مطرح می کنم قدرت چطوری دارد واقعا عجیب است برخی از افراد این نوعش است دیگر حقایق می گوییم از آن تصاویر فانتزی که در ذهن است بیاید بیرون یک شخصی یک پدری شاه بوده است آمده است یک تاجی را بر سر فرزند و بعد همه به آن ها خوش بریزید آن ها را کنار حداقل پای برنامه تاریخ بدون روتوش می نشینید بگذارید آنها را کنار بیایم این ها را ببینیم این اسناد را ببینیم چه اتفاقاتی افتاده است فقط این ها را در ذهنتان داشته باشید اردشیر باور کرد که به همراهی گارد شاهی بی درنگ برادرش داریوش خشایار شاه را به قتل رسانده است اردشیر باور کرد که یعنی باور کرد که برادرش داریوش بوده است که خشایارشاه پدرش را به قتل رسانده است این را باور کرد و برادرش داریوش را به قتل رساند اینجا اردشیر نباید باشد برای اردشیر درست اردشیر باور کرد که داریوش برادرش قاتل بوده است اتبان با مشاهده اینکه توطئهاش تاکنون موفق بوده است پسرانش را به دور خویش جمع کرد حالا ارتابان کیست؟ از نسل هخامنشیان نیست ولی فرزنداش را دور خودش جمع کرد گفتش که الان وقتش است که ما به تاج و تختمان برسیم وی بر اردشیر ضربه شمشیر وارد کرد رفت اردشیر را هم بکشد.
اما اردشیر جراحتی سطحی برداشت و خود را کنار کشید و بر آرتابان ضربه کاری وارد ساخت اردشیر که به گونه معجزه آسان نجات یافته بود پس از کینه ستادن از قاتل پدرش و برادرش بر تخت سلطنت جلوس کرد چنین بود سرنوشت خشایارشاه پس از بیست سال پادشاهی جانشین او اردشیر چهل سال پادشاهی کرد اگر شما را مثل هر انسان دیگری این بخش از تاریخ را که دید و آنچه دیودور آورده بود احساس کردید این آخرش بیشتر شبیه به یک رمان بوده است و احتمالا از حقیقت فاصله باید به شما بگویم که احتمالاً حستان درست است پس واقعیت چیست؟ و چه ادلهای نسبت به این مساله وجود دارد افرادی هستند توضیح بدهم به شما این مسئله برای شما شفاف شود ببینید دیدگاه خیلی ها این است که خشایار شاه توسط آرتابان ارتبا و خشایار شاه و بعد از آن توطئهای را همین ارتباز چید که افراد دیگری مثل ویشتاس مثل داریوش که فرزندان قشنگ این ها حذف شوند چه اردشیر که ضعیفترین فرزندان بود پادشاه شود و چون این اردشیر صلاحیتش را ندارد و توان دفاع از خودش و مقابله را ندارد ارتبان بیاید.
توطئهای را بچیند بر علیه اردشیر به عنوان آخرین مهره و آخرین پادشاه هخامنشی بتواند او را کنار بگذارد و خود ارتباز بیاید شود پادشاه این یک نظره روال و سبک این عبارت که خواندم این بوده است ولی یک دیدگاه امن می شود در این دیدگاه مقداری مطرح کردنش قطعاً یک مقدار نه قطعاً خیلی با ذهنیتهایی که برخی متفاوت است داریوش و ایرانیان تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان کتاب اول و دوم والتر هینس ترجمه دکتر پرویز رجبی در این کتاب بر اساس این ترجمه مطلبی که آمده این است صفحه شماره دویست و چهل و سه می گوید خشایار شاه در نخستین دهه از ماه اوت سال چهارصد و شصت و پنج در پنجاه و پنج سالگی به دست ارتبان فرمانده گارد در حرمسرا و احتمالاً در تخت جمشید ارتهباز شاهزاده شاهزاده اردشیر را متقاعد کرد که برادر بزرگتر او داریوش این کار زشت را مرتکب شد اردشیر آکنده از خشم برادر خود را کشت اما دیری نگذشت که پی برد فرمانده گارد خود هوای شهریاری در سر دارد در میان اعضای گارد نبرد در گرفت سرانجام ارتباز اعدام شد و اردشیر اول یعنی معنایش را اینطوری آورده است اینجا ترجمه کسی که فرمانروایش منفجر است بر تخت شاهنشاهی بر تخت شاهی هخامنشی تا اینجاش انگار موافق بود و همپوشان بود با حرفی که دیویدر والتر هینس اما نکته اینجا است با این مقدمه که با این مقدمهای که مطرح کرده بود شما بیایید و این را در این مدل یا هدفش این بوده است که یا مساله برعکس است اردشیر بوده است تا با این مقدمات و این هایی که برخی از عباراتش را از تاریخی مثل دیودور و خودش به خود یعنی عملاً بر اساس این دیدگاه داریوشی که دارد ارتباز را بازی می دهد نه ارتباز که کل هخامنشیان را به بازی گرفته است و کلا مسیر پادشاه دیدگاه جسورانه در این زمینه ببینید.
یک حرفی را آقای پیر بریان می آورد اول من این را بیاورم یک خیلی مزه مزه دارد می کند اصطلاحاً این دیدگاه خودش را که بگوید نگوید و بعد حرف جلویش را می گیرد انگار یعنی واقعاً نگاه کنید در همین قلم ترجمه هم همین است ولی آقای داندامایف خیلی جسورانه تر گفت صحبت های آقای پیر بریان ببینیم واقعیتهای این دورههای پادشاهی بوده است تاریخ امپراطوری هخامنشی از کوروش کبیر تا اسکندر جلد دوم ترجمه آقای مهدی سمسار حرف دو بخش دارد در این صفحه انگار صفحه هزار و سیصد و نود و سه می گوید ارتبان عامل توطئه نیز سمتی در همین حدود سمتی در چه زمانی داریم که دوره خشایار ارتبان عامل توطئه نیز سمتی در همین حدود داشت زیرا فرماندهی گاردهای خصوصی کارت های خصوصی شاه را داشته است و اگر فرضا قبول کنیم که در ماجرای توطئه ارتوان قصدی برای شخص خود نداشته است.
بنابراین عمل او را باید به مبارزات پسران شاه برای جانشینی پدر بر تخت پادشاهی مربوط دانست می گوید اگر ما بیایم بگوییم ارتبان خودش ذهنیتی برای نداشت که بخواهد به قدرت برسد یک نوع مدل این است که آقا آن عبارتی که هرودوت آورده است سپردن گرز شاهی به ذهنیت داشته است که شود جانشینش ولی با بقیه رفتارها جور در نمی آید خیلی یک دیدگاه می شود که خیلی قابل دفاع نیست مسئله برعکس است فرزندان پادشاه فرزندان خشایارشاه بودند که ارتبان را بازی می دادند تا به قدرت برسند پسر کشی پدر کشی دوباره میخوانم.
بنابراین عمل او را باید به مبارزات پسران شاه برای جانشنشینی دانست اینجا دیگر نمی آید رسید باید پدر را حذف می کرد برادران هم قلع و قم می کرد تا جلوترش البته این را به شما بگویم اگر خواستید بخش کتاب های آقای پیر بریان را جلوتر می گوید باید این نکته را البته من بگویم اینجا بود که عرض کردم انگار حرف خودش را از قاطعیت ساقط کند یا حتی احتمالاً این نکته را نیز مورد توجه قرار داد که در هیچ یک از گزارش ها اتهام متوجه اردشیر نمیشود و مؤلفان او را مولفان او را بازیچه دست ارتبان میدانند و از اتهام مبرا میدارند طبیعی است دیگر اینجا می آید می گوید ببینید معقول این است که این مسئله درگیری فرزندان خشایار شاه شود برای به قدرت رسیدن ولی منهای اردشیر چرا آقای پیر بریان است اینجا واقعاً چرا شما ارزش استثنا می کنید اردشیر که خودش پادشاه شده است محل سوءظن است که این نقشهها به دست اردشیر کشیده شده است یا حداقل داریوش داریوش پسر خشایار متهم خودش داشته است آنجا خودش مدیریت هخامنش در مصر بوده است چرا آن را می گویید فرق می کند.
آقای داندامایف خیلی جسورانه تر می آید نسبت به این قضیه ورود پیدا می کند در بحث هخامنشی جسارتی به محقق قدرت طوفان می دهد تاریخ سیاسی هخامنشی محمد داندامایف ترجمه فرید جواهر کلام صفحه شماره سیصد و هشت حرف را ببینید می گوید آرتابانوس همان ارتابان و آسپامیت رس در ماه اوت سال چهارصد و شصت و پنج پیش از میلاد ظاهراً به تحریک اردشیر فرزند یعنی آرتابانوس که می شود همان ارتبان یا ارتباز آسپامیترس می شود همان مهرداد یا به قولی خواجه ظاهرا به تحریک اردشیر چه کار کردند پدر خودشان شاه اینجا خشایار یک گزارش هم می آورد از آلیانوس می گوید طبق گزارش آلیانوس خشایار شاه به وسیله فرزند خودش در خواب کشته شد بعد دیگر معلوم نکرده است منظورش داریوش بوده است یا اردشیر یعنی بر اساس این دیدگاه یک نقل خود نظرش مشخص می گوید که شاید واقعاً حرف درست بود واقعاً داریوش فرزند دیگری بود که به قتل رسانده بود ولی این را نمی گوید به جز این گزارش تا اینجا جمع بندی را کند.
جمع بندی این بخش اتفاقی که افتاده است بعد از خشایار شاه هم عملاً یک کودتای اردشیر علیه سلسله پدری پادشاهیش و علیه برادرانش بوده است منتها این کودتا با این روال که اگر ما به ممکن است کسی نپذیرد دلیل دیگرای است که ولی به هر حال این چیزی که ما داریم می بینیم یک به هم ریختگی در عین حال به هم ریختگی شما ببینید با گزارشی هم داریم البته که این اردشیر باخبر بوده است این اتفاقات حالا می خواهیم آن ها را بگذاریم کنار خیلی اگر اردشیر آمده باشد اردشیر یکم به واسطه ارتاباز و مهرداد خواجه خشایار شاه را کشته باشد بعد از آن می آید برادر دیگرش داریوش را می کشد بعد از آن می آید خود ارتاباز را می کشد و بعد از آن برادر دیگرش ویشتاس را می کشد و بعد از آن برادر دیگرش هخامنش در مصر کشته می شود عملاً یک نفر جان سالم از تمام این اتفاقات دارد به در می برد و آن خود اردشیر اول است بعد مثل آقای پیر بریان بخواهیم بگوییم که نه اردشیر اول را بگذاریم کنار در بحث توطئه قتل بقیه را برویم بررسی کنیم این نشد.
کتاب هایی که مطالعه می کنیم بعضی اوقات اینطوری می شود برویم سراغ بحث دیگر فرزندانی که ما به آن اشاره کردیم سراغ همین کتاب جز دکورمان فصل سوم دارد تمام می شود تغییر کرده است فصل سوم دارد تمام می شود فصل چهار شود دیگر اینجا دیگر سراشیبی از لحاظ پروفسور پیر بریان تاریخ امپراطوری هخامنشیان ببینید چیکار کرده است با برادر تاریخ امپراطوری هخامنشیان از کوروش کبیر تا اسکندر جلد دوم ترجمه دکتر مهدی سمسار صفحه شماره هزار و صد و نود قتل خشایار شاه مسائل جانشین و سلسلهای در بدو امر چنین دلیلی در دست نیست تا در گزارش دیودور شک و تردید کنیم به نوشته هرودوت دیودور کتاب هشتم هزار و سی و دو کتاب یازدهمش را آورده است خشایار شاه علاوه بر فرزندان نامشروع سه پسر از خود به جای گذاشت حالا نامشروع ما قبلاً توضیح دادیم الان نمی خواهم ورود پیدا کنم فقط نکته را ببینید بعضی اوقات مثلا می خواهی یک استثنا کنی استثنا را از کل جدا می کنند دیگر ممکن است کسی بیان بگویند به جز این فرزندان مشروع طرف مثلا یک فرزند نامشروع دارد حالا نامشروع با آن تعریف که قبلا گفتم الان نمی خواهم ورود پیدا کنم.
اینجا آقای پیر بریان با سیاق پذیرش حرف و مدل حرف دیودور می گوید خشایار شاه علاوه بر فرزندان نامشروع سه پسر از خود به جا گذاشت یعنی همه آن ها نامشروع نبودند سه مورد سه مورد مشروطه البته باز سه بار تاکید کردم مشروع و نامشروع این ها را من قبلا در بحث زنان حرمسرا توضیح دادم به جا گذاشت که میتوان گمان برد همگی از آمستریس زاده شده بودند زیرا از هیچ زن رسمی دیگری در زندگی خشایارشاه اسم برده نشده است همه گمنام بودند این ها فقط همسر خشایار شاه بوده است سه فرزند این ها فرزند چه کسانی بودند آمستریس بودند سه فرزندان از فرزندان آمستریس بودند کار داریم با این می رویم جلوتر ببینیم چه اتفاقی آخرش افتاد کتاب اشکال ندارد برنامه زنده است تاریخ سیاسی هخامنشی آقای داندامایف انقدر کاری که ارزش ندارد این را نه این را تصویر نشان بدهید.
تاریخ سیاسی هخامنشی محمد داندامایف مطلبی که مطرح کرده است صفحه شماره سیصد و هشت این است که اگر گزارش دیوودوس همان دیودور صحیح باشد ممنون هستم کتاب نشان دادید صحیح باشد پس از آنکه جنایت صورت گرفت توطئه کنندگان به اردشیر گفتند این جنایت توسط برادر بزرگترش داریوش صورت گرفته است پس به وی توصیه کردند داریوش را بکشد داریوش نزد برادرش راهنمایی شد و با آنکه داریوش بیگناهی خود را اعتراف کرد ولی به ضرب دشنه کشته شد آقای اردشیر می خواهد انتقام پدر را بگیرد برادر را کشته است نکته عجیب است ببینید همراه با داریوش فرزندان وی نیز برادرزاده را کشته است یعنی هم برادر را کشته است هم برادر زاده را .
می رویم سراغ مطلبشان کتاب تاریخ سیاسی هخامنشیان صفحه شماره سیصد و نه اینجا این بخشش را کار دارم من برادرش ویشتاسبا که ساتراپ باختریها و باختر بود نقشهای طرح کرد که با کمک اشراف باختریا باختر تاج و تخت را از چنگ برادر بیرون آورد و برای رسیدن به این منظور سر به شورش برداشت توضیح می دهم چیست؟ بخوانم ولی طی دو جنگی که به آن دست زد شکست خورد و کشته شد اردشیر که از توطئه و شورش در کاخ بیمناک بود دستور قتل تمام برادران باقی مانده خود را صادر کرد فرزند خشایارشاه جناب آقای اردشیر همه برادران را کشت پدرت را بالاخره یکی از برادران کشته بودند داریوش کشته بود او را کشتی دیگر فرزندان داریوش هم کشتی ویشتاست هم که کشتی ویشتاس برادرش بود در شرق ایران ساتراپ داشت البته اینکه ما ببینید ما این شعاع دیدمان در بحث تاریخ به شرقی ها خیلی کمتر از غرب بوده است طبیعی است دیگر یعنی یکی از دلایلش همین حضور یونانی ها تاریخ نگاری یونانی ها است که این ها بهتر دارند در مباحث در سرزمین های غربی ایران دارند تسلط دارند می بینند ثبت می کنند در شرق چنین چیزی نداریم آن نگاهی که به شرق است خیلی مبهم و مجمل است ولی شاید شود در آن نگاهی که داشته باشیم شاید اردشیر بوده است و بقیه برادران را شاید بگوییم که شاید ویشتاست از این مسئله باخبر شده است و خواسته است انتقام پدر از انتقام برادران و پدر را بیاید از اردشیر اول بگیرد ولی موفق نشده است.
او هم کشته شده است برویم جلوتر سرفصل دیگر ما عرض کردیم که برادران آمده بودند چی شده بودند کشته برادران کشته شدن توسط اردشیر برادران دیگرش را کشت یعنی هم پدر کشته شدند و هم برادر کشته شدند
مطلبی که اینجا آمده این است که ببینید فقط مسئله کشتن یک نفر به خاطر اینکه چرا پدر من کشتی نیست مسئله تغییر دادن یک ساختار و ماهیت در مدل حکومت کردن است همین کتاب ببینید تاریخ سیاسی هخامنشی داندامایف صفحه شماره سیصد و نه در اینجا آمده است که اردشیر در چهارصد و شصت و چهار چهارصد و شصت و چهار قبل از میلاد پیش از میلاد به تجدید نظر در سازمان های دولتی دست زد وی تمام نزدیکان وفادار خود را به عنوان ساتراپ تعیین نمود کلاً ساتراپیان را عوض کرد وفادارانش را گذاشت خیلی سریع هم این کارو انجام داد مثل همین کتاب یعنی چی یعنی اردشیر عملاً با اگر بگوییم قتل پدرش هم گردنش بوده است قتل برادرانش هم بوده است که البته قتل برنامه ریزی بوده است برای یک سری تغییراتی که در ساختار بیاید البته آقای دیودور هم یک چنین گزارشهایی را دارد من مجبور هستم اسکن ها را نشان بدهم به خاطر اینکه حرف هایمان قصهگویی نباشد در برنامه وگرنه خیلی زمان می برد آماده کردن یک سری از فیش ها برای مستند باشد.
دیودور سیسیلی و عبارتی که ایشان دارد بر اساس این ترجمه صفحه شماره دویست و هفتاد و شش می گوید در این سال اردشیر پادشاه پارسیان که به تازگی بر تخت جلوس نموده بود در بادی امر همدست در بادی امر هم دستان قاتل در بادی امر همدستان قاتل پدرش را مجازات کرده است و آنگاه سرگرم رتق و فتق امور امپراطوری شد یعنی مرحله این بود که من بیایم یک پاکسازی انجام می دهم بهترین بهانه که پدر من را کشتی حالا یک نفر کشته بود چرا همه را تو داری انتقام می گیری هر کدام به دلیل بعدش چکار کنم بعدش بیایم این ساتراپ ها را تغییر بدهم ادامه مطلبی که آقای دیوور آورده است صفحه شماره دویست و هفتاد و هفت وی با تیب خاطر تمامی آن ساتراب نشین ها یعنی ببینید این نبود که بگوییم یکی دو از ساتراب نشینههایش را تغییر داد تا سیاست هایی که دارد آنجاسازی انجام بگیرد مسیر همواره نه تمامی ساتراپ نشین هاش را که با او دشمن بودند که عملاً می شود بگوییم انگار همه آن ها را در بر می گیرد یعنی مصداق کسانی که دشمن خودش می دانست یکی است تقریبا به جز یک استثنا که این ها آمد عرض کرد عزل کرد و حکومتهایشان را به دوستان وفادارش سپرد سپس توجه خویش را بر وضعیت عایدات سپاهیان تدارکات و تجهیزات نظامی معطوف ساخت قشنگ برنامه داشت وی با اداره خردمندانه امپراطوری احترام عموم پارسیان را نسبت به خویش جلب کرد تغییر این مدل ساختاری و تغییر مسئولان ساتراپها را هم آقای اردشیر دارد انجام می دهد در ادامه آن بحث کشت اما شاید بگوید آقای اردشیر اول خیلی آدم قاطعی بوده است اصلا مدل رفتارش اینطوری بوده است و شیوه حکومتداریش اینطوری بوده است برادرانش را بکشد بگوید شما پدر من را کشتید یا تعداد دیگر از برادراش را بکشد بگوید یک زمان علیه من نخواهید توطئه کنید و بعد برود ورود پیدا کند به مسئله و قضیه بحث ساتراپها شروع کند ساتراپی ها را عوض می کند مشکل دارد دشمنی مدل رفتاریش بوده است اما نه بر اساس گزارشهای متعدد که تعداد زیادی آقای تمیستوکلس که در مورد جنگ های ایران و یونان گفتیم چه کار کرد با ایران و فرماندهی را بر عهده داشت آقای اردشیر اگر داخل پرانتز این را عرض کنم اگر این اتفاق برای زمان خشایار شاه نباشد در آن زمان بوده است من هم قرائت کردم اگر نباشد مرگش دیگر احتمالا زمان داریوش ببخشید اردشیر اول است جنگیده بود را آقای اردشیر اول آمد پناه داد و فقط در جنگ علیه یونانیها شرکت نکرد تیم بر اساس گزارشهای یونانی خودش را کشت اینجا آمد ازدواج کرد صاحب ساتراپ هم شده بود قدرتی هم داشت برای خودش تا حدودی تعیین کننده هم بود زبان یاد گرفتند زبان ایرانیها صحبت هم می کرد مدتی برای خودش من این را می خواهم بحثش را باز کنم فقط این تیتر گفتم.
پس اگر اردشیر اول کسی است که آنطوری بی رحمانه خانواده اش را به خاک و خون کشیده و آنقدر انقلاب عجیبی در بحث ساتراپی به وجود می آورد و شروع می کند این ها را عوض کردند و یکی از ساتراپ نشینان زمان پدرش که برادرش بوده است او را می کشد به آن می جنگد و می کشد این آدم با تمیستوکلس یونانی انقدر خوب دارد برخورد می کند خوب چه اتفاقی اینجا رخ می دهد قیامی که در مصر شکل می گیرد تهیه کننده محترم برنامه به من بفرمایند برویم سراغ تماسها یا اینکه ادامه بحث را بگوییم بفرمایید چون اگر من الان بماند بحث مصر و بحث اتحادیه که در یونان رخ داده بود و این ها خودش می شود یک موضوعی و یک باشد پس اردشیر اول میشود دو قسمت ما دوست داریم که آن هایی که برنامه زنده را دارند دنبال می کنند تا قبل از محرم و آغاز ایام محرم ما فصل سوممان به پایان برسد و همه پادشاهان را اشاره کنیم.
شاید امشب میخواستیم دو سه تا بیایم پادشاه را بگوییم برویم سراغ تماسها برویم چند دقیقه بیشتر فرصت نداریم طبیعت مخالف که تماس نگرفت نه مخالف نداریم باشد با همین موافق هستید با آن ها تماس بگیرید یک قضیه بحث شورش مصر است مقدمه من اینجا می گویم مفصل قسمت بعد برنامه در مسئله شورشی که از مصر صورت می گیرد بحث میدانی چه کسی قیام می کند و شورش می کند از لیبی می آید به سمت ایناروس ایناروس کیست؟ ایناروس فرزندش صحبت کردیم و یادم است که خود من وقتی که میخواندم این داستانش را وضعیت و شرایط بدی داشته است در تاریخ اصلا درس عبرت یک کسی می آید می گوید من فرزند سان تیغم این ها را و قیام می کند از سمت لیبی یعنی از شرق آفریقا حرکت می کند به سمت غرب و ممفیس را می گیرد و اتفاقاتی اینجا رقم میخورد داخل پرانتز بگویم این را عرض کنم خدمتتان که اتفاقاتی که آنجا می افتد منجر به یک سری مسائلی می شود که برای درس و علم تا اینجا این یک اشارهای کنم به تمیستوکلس.
آقا محمد سلام علیکم و رحمت الله برویم آقا محمد صدای من را دارید الو سلام علیکم حالتان خوب است.
بیننده
سلام شب بخیر خدا قوت استاد حسینی توفیق نبود خدمت برسیم ولی الحمدالله خدا را شکر این هفته من صدایتان خیلی قطع و وصل می شود الو الان دارم صدایتان بله تشریف آوردید هفته بعد هم بیاید فرمایشتان خدا را شکر استاد یک چند تا نکته باقی مانده بود گفتیم این ها را با کسب اجازه شما در برنامه مطرح کنیم نکته اول اینکه برگردیم چند قسمت قبل تقریباً بیست سی قسمت قبل فکر کنم قسمت نود و هفت بود در مورد تاریخ هرودوت بود یک چیز جالبی که در مورد آن تاریخ حالا من از شما یاد گرفتم اینکه باستان گرایان ادعا می کنند مثلا چیزهایی در تاریخ اراده آمده است جهت تخریب و هخامنشیان بعد شما آنجا فرمودید که تخریب نگفته این ها را دارد فضاسازی می کند که حتی طبیعت و خدایان مخالف لشکرکشی هخامنشیان و خشایار شاه هستند این نکته جالبی بود که من از شما یاد گرفتم اما من یک نکته دیگر هم تکمیل کنم این قضیه را صدای تقویت کنید بله الان صدا می آید بله الان خیلی بهتر است بفرمایید خدا را شکر.
نکته تکمیلی این است که هرودوت خودش به عنوان چه کسی مثلا دارد تاریخ روایت می کند آیا به عنوان یک آدم آتئیست که مثلا می خواهد تاریخ مسخره کند یا هخامنشیان را مسخره کند یا اینکه نه خودش به چند خدایی یونانی باورمند است شما دقت کنید حالا همین گزارش شلاق زدن بر آب که بعضی از باستانگرا می گویند آقا این را هرودوت آورده دشمن بود به آن ها می آورند شما در نظر داشته باشید استاد این گزارشی که هرودوت آورده خود هرودوت در یک محیط یونانی بزرگ شده است و یونانی ها چند خدا پرست بودند و نکته مهم این است که یکی از آن خدایانی که یونانیها باور داشتند خدای نپتون یا پوسایدون خدای دریا است بله بعد اصلا شاید این کار خشایار شاه که شلاق میزند بر آب از جهت دید یونانیها و خود هرودوت شاید تنبیه خدای نپتون در نظر گرفته می شده است و عکسالعمل برداشت کردن از این طبیعت بوده است اینطوری که مثلا ما بیایم با دیدگاه امروز بخواهیم بررسی کنیم فکر کنیم مثلاً الان با دیدگاه سکولار قرن بیست و کمی امروز بخواهیم گذشته را تفسیر کنیم واقعاً جفای و تاریخ و شفای هم است خود ایشان در این محیط یونانی بزرگ شده است که انواع خدایان مختلف می پرستیدند یکی که در حماسه ایلیاد و ادیسه هومر بازنمایی شده است خدای نپتون است اسم یکی از سیارات همدیگر را همان گذاشتن دیگر بله این از این جهت می شود.
بررسی کرد من گفتم این نکته را خدمتتان عرض کنم شاید اینقدر عمل خشایارشاه از جهت آن ها توهین آمیز محسوب می شده است بخاطر همین ما نباید با دیدگاه قرن بیست و یکم حراست سرزنش کنیم یا بخواهیم اعتبار تاریخ ببریم زیر سال سوای اینکه حالا اشتباهات خودش هم دارد یک مسئله اما موضوع بعدی من خودم استاد من خودم ساکن ایذه هستم حالا پیرو این فرمایشات شما در مورد عیلام و این ها اصالتاً ایذه یک شهر عیلامی محسوب می شود بعد در این چند سال شایعه کردند که ایذه همان انشان همان آنزان است نمی دانم زادگاه کوروش است در حالی که جستجوی ساده هم در اینترنت بزنید یک حتی یک مورد اثر هخامنشی در این شهر پیدا نمی شود تمام آثار تاریخی که در این شهر است خودم که ساکن اینجا هستم یا عیلامی هستم اشکانی است مثلاً همین مجسمه مرد یک دست یا آن مرد پارتی پیدا شده است بعد چندین مورد کتیبه و سنگ نگاره عیلامی است که نیایشگاه خدایان مختلف عیلامی بوده است از آثار دوره اسلامی ماشالا است تک و توک هم از دوره ساسانی ولی عجیب است که حتی یک مورد از دوره هخامنشی ما اثری در شهرستان نداریم بعد من داشتم بررسی میکردم که آیا ریشه این شایعه کجا می تواند باشد مرز به دو تا احتمال رسیدم معلوم است که برمی گردد به فضای مجازی اما فضای مجازی از کجا می گیرد یکی احتمالات ضعیف تقریباً بدون سند آقای گریشمن است که قبل از فکر کنم اکتشافات تله ملیان این احتمال مطرح کرد که آیا ما احتمال می دهیم ایذه یا منطقه بختیاری همان انشان باشد که فکر کنم آقای گریشمن اصلا دلیل قانع کننده هم ارائه نداد برای این حرفشان نه شواهد یک سری فقط شواهد است صرفاً بله بله بعد ولی یک دلیل دیگر هم که پیدا کردم استاد یک کتاب معروف تاریخ تمدن آن چیزی که شما همیشه اسکنش نشان می دهید صفحه دویست و هشتاد و هشت اگر اسکنش را داشته باشیم صفحه دویست و هشتاد و هشت پاراگراف یکی مانده به آخر اینطوری ترجمه کردند کوروش جوان فرماندار ولایت انشان در پرانتز شامل خوزستان و بختیاری که در فرمان مادیان بود خیلی جالب است در پرانتز نوشته است چی خوزستان و بختیاری بعد ما می رویم یک جستجوی ساده در اینترنت یک سایت معروفی است آرشیو دات او آر جی بعد آنجا پی دی اف انگلیسی تاریخ تمدن ویلدورانت است آنجا صفحه سیصد و پنجاه و دو ما می رویم همان قسمت همان پاراگراف را پیدا می کنیم تاریخ تولد می فرمایید بله بله.
بعد همانجا همان متن همانو دوباره بررسی می کنیم اینجا نوشته است که انشان در پارس خوب اما این مترجمین یک پرانتز دلخواهی اضافه کردند که چی حتی پارس هم ننوشتند نوشتند خوزستان و بختیاری این یعنی چه اصطلاحی به کار ببرند می گویم امانت دار نبودند در ترجمه خیلی بخواهم لطیف این را عنوان کنم یعنی چنین کاری که انجام دادند خود آقای فارس خیلی سریع و ساده ولی در ترجمه صفحه دویست و هشتاد و هشت آمدند پرانتز دلخواه اضافه کردند نوشتن خوزستان بختیاری این احتمالات این دو احتمال حدس می زنم که باعث شده است مثلاً این شایعه در شهرستان قوت بگیرد که اینجا مثلاً زادگاه کوروش و نمیدونم اینجا انشان بود این ها که به هر حال دیگر خودتان تپه کله ملیان این ها را بررسی کردیم و مشخص شد که اصلا آنجا انشان بوده است.
استاد: حسینی
بله بله نکته نکته خوبی بود شما اشاره فرمودید حالا آن ترجمه هم که فرمودید که ویل دورانت آمده است اصلا نگفته بحث ایذه داخل پرانتز آوردند البته ممکن است واقعا بحث جهت دار نبود آنجا تمدن عیلام عرض کردیم به این اشاره شد که این ایذه را ببینیم باعث خطا شد در برآوردها اینجا ایذه است بعد این ایذه در همسایگی شوش و شوشتر است اینجا شوشتر و اینجا هم شوش البته از مستشرقین داشتیم که ولی این ایذه است امتداد اینجا را می گفتند این معقول در می آید با این فاصله که اگر ما بیایم بگوییم این ایذه همان انشان است و یک مکملی برای شوش است تصور این را شاید نمیکردند و قطعاً تصور این را نمیکردند که در شیراز و تله ملیان شیراز باید به دنبال انشان بگردند و بعد از اینکه آن اتفاقات افتادش و کشف شد که همان انشان باستان بوده است یک انقلاب بود دیگر رسما در بحث عیلام شناسی مطالب خیلی خوب آقا محمد بود.
بیننده
استاد بعد مطلب دیگر هم کوتاه عرض کنم بعد خدمتتان همین در کتیبه است در شهرستان چند تا نیایشگاه خدایان مختلف بوده است یکی معروف است به کتیبه و سنگ نگارهای کول فرح برای دو هزار و ششصد تا دو هزار و هشتصد سال پیش است خلاصه می کنم حاکم آن وقت خودش را که معرفی می کند می گوید من فلانی پسر بهمانی هستم برای خدایان مختلف نیایش به جا آوردم و حاکم آیاپی هستم کلمه یعنی نام باستانی نام عیلامی این شهر ایذه آیاپی بوده است نمی گوید من انشان چیزی که ترجمه کتیبه ما آنجا دیدیم بله بله می گوید من حاکم ایاپی هستم اسم باستانی شهر آیاپی بوده است خودشان می گویند آیاپی بر ما بییم ادعا کنیم انشان یا آنزان دیگر وقتی خود کتیبه با چنین حرفی می زنند ادعاهای بدون سند هیچ جایگاهی ندارد بعد این یک موضوع موضوع آخر برویم سراغ قسمت صد و بیست و نه آقای کامیار عبدی آقای دکتر ایشان فرمودند که بین النهرین و کوروش با نام انشان بیشتر شناخته شده بود برایشان تا پارس بعد شما یک مثالی زدید در مورد کتیبه داریوش در مصر و این ها که خوب گفتن حالا که الزاما همه داریوش نمی شناختند بعد آنجا کتیبه پیدا شده است که داریوش آنجا تبار خودش گفته است.
من یک چیز دیگر می گویم از نکات خود آقای دکتر عبدی ایشان فرمودند که حکام بین النهرین با مناطق پیرعیلامی مستقلاً ارتباط داشتند خیلی قبلتر از کوروش چیزی که خودشان گفتند مناطقی مثل مرحش و چیز اسم های که در ذهنم مانده است کرمان و جیرفت این ها درست است بعد خودشان به طور مستقلاً با حکام پیرا عیلامی در ارتباط بودند از نکات خودش من برداشتم.
استاد: حسینی
البته فرمایشتان چی است بیشتر منظورشان این بود که پادشاهی که در شوش بودند را میشناختند ولی اینکه اشاره کردند پیرا عیلامی دیگر اگر پیرا علامی ارتباط داشتند با بابل به طریق اولی ارتباط داشته باشند.
بیننده
بعد یک چیز نکته آخر اینکه در آثار بین النهرین سال ها قبل از امپراطوری هخامنشی فکر کنم هشتصد سال پیش تمدن بین که می بینیم یک تمدن فوق نویسایی بوده است یعنی قشنگ تمام این وقایع خودشان و اطرافیان خیلی خوب ثبت و ضبط کرده است از این جهت منحصر به فرد هستند در تاریخ اولین باری که کلمه پارس در تاریخ اشاره می شود یک کتیبه کنم آیا آشوری باشد یا یادم نیست دو هزار و هشتصد سال پیش آنجا مثلاً اشاره می کند یک قوم مهاجری به اسم پارس یا پارسوا که از سمت یا پارس که البته پارسوماش همان پارس است یا نیست بله بله وقتی که مثلا این ها مهاجرت اقوامی که هنوز الان یک جانشین نشدند و تمدن آنچنانی تشکیل ندادند این ها را در تاریخ ثبت کردند می گوید طبیعتتا اینکه بخواهیم بگوییم حالا کوروش را بیشتر به نام انشان می شناختند یا پارس این ها من به نظر هستم با این نکات میخواستم یک چطور بگویم یک تعارضی داشته باشد با حرف آقای دکتر عبدی.
استاد: حسینی
کاملاً مطلبتان می تواند سوال جدی باشد درست میفرمایید کاملا یعنی اگر کتیبههایی در مدل آشوری وجود داشته است که پارس را همان پارس معرفی کرده است چطور کوروش نمی تواند بیاید آنجا از تبار خودش نام ببرد مجبور بوده است از انشان آدرس بدهد همان پارس را می گفت بله بله سابقه داشته است استفاده خود مردم بین النهرین حالا سومر باشد هر جای دیگر باشد از اسم پارس خود کوروش چرا چندین سال بعدش از این استفاده نکرد و پاسخشان دقیق نمیتواند باشد البته خودشان پذیرفتند دیگر پذیرفتند ملاحظهای حالا ما داشتیم در بحث برنامه که ایشان نظرشان را مطرح کنند و خیلی هم استفاده کردیم و قبلا از آن ها استفاده کرده بودیم.
بیننده
آقای کامیار عبدی دکتر کامیار عبدی فوق العاده انسان مؤدبی بودند خیلی فهمیده و باشعوری بودن من خیلی لذت بردم از طرز بیانشان خواستم تشکر کنم بابت نکاتشان اگر ما نقدی می کنیم احترام نسبت به ایشان هم سر جای خودش بزرگوار هستید بله دست شما درد نکند استاد ممنون که وقت دادید یا علی مدد.
استاد: حسینی
خداحافظ شما حقیقتاً انسان آن چیزی که ما دیدیم شنیدیم از گذشته و دوره دانشجویی ایشان انسان با اخلاقی هستند و خیلی کمک کردند ایران آقای رضایی از بندرعباس سلام علیکم و رحمت الله .
بیینده
سلام علیکم استاد حسینی عزیزم آقای حسینی عزیز ما ببخشید من یک سوال تاریخی داشتم خدمتتان هم روایی هستش هم تاریخی عرضم به حضورتان روایت آیا از آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره شهر تهران داریم و امام صادق (سلام الله علیه) که این شهر شهر سیاهی است و حکومت در این شهر خوب نیست از زمانی که آقای محمد خان قاجار این آمد پایتخت کرد همیشه ایران بدبخت همیشه ایران بعد یاری می آورد در هر زمانی همیشه گرفتار است آیا چنین روایتی هم داریم به زحمت برایمتن توضیح بدهید من تا آنجایی که متناسب برنامه عرض می کنم خیلی ممنون یا علی خدانگهدار .
استاد: حسینی
عرض می کنم خدمتتان واژهای که در برخی از روایات آمده است جدای از بحث سندش و این ها صرفاً نقل شده است اسم تهران نیست اسم پایتخت یعنی در یک پایتختی حالا بغداد پایتخت بوده است ری یا تهران پایتخت محسوب می شد و این ها به کنار در برخی از آثار برخی از آقایان تهران اضافه شده است یا آن در نسخه برداری اخیراً این اتفاق افتاده است و لذا آن دسته از روایاتی که حالا مد نظر برخی است من الان بخواهم باز کنم بحث هم زمان اقتضایش این نیست و هم اینکه برنامه موضوعش این نیست آن و میخواهم بگویم خیالتان راحت باشد آن ها بحث پایتخت مطرح شده است یعنی زورا مد نظرتواند دیگر زورا پایتخت نکته بعدی اینکه تهران در روایت هر پایتخت شرق غرب شمال جنوب ممکن است یک شواهدی وجود داشته باشد برخی ویژگیها در این روایت آمده در مورد آن پایتخت مدل گشتن مثلاً خانمها به این شکل است در پایین یک کوهی قرار گرفته می گویند آقا این تهران است دو سه مدل دیدگاه در این زمینه وجود دارد یک اینکه این روایت از لحاظ اعتبار سندی می گویند من فقط این ها را دیدگاه را مطرح می کنم از اعتبار سندی ساقط برخی این دیدگاه را دارند و نمی شود روش به عنوان یک مسئله که حجت باشد و به عنوان کلام معصوم با آن برخورد کرد.
مسئله بعدی این است که تهران نیست جای دیگر است و مسئله سوم این است که پایتختی بوده است چه اتفاقات بد در دوره تاریخی برایش افتاده است تمام شده است رفته الان را نمی گوید این بحث الان تهران و این ها خلاصه نیست بگوییم آقا بعد از قاجارها تهران وضعیتش دیگر خیلی بد بوده است و این ها اینطور مهاجر که نمیپذیرفت طبیعتا از شهرهای دیگر آنجا نمی رفتند ممنون هستم از همراهیتان این سوال در این حد به خاطر احترام به جناب آقای رضایی عزیز پاسخ دادم وگرنه برنامههای دیگرای است ما آنجا می توانیم بیشتر مفصل روایت را بیاوریم می توانیم صحبت کنیم ممنونم از همراهیتان متشکر هستم از شما عزیزان ما چند قسمت دیگر تقریبا هفت هشت قسمت دیگر تا پایان فصل سوم اگر اتفاق خاصی فاصله نداریم دیگر کم کم فصل سوممان تمام می شود اما بحثمان تمام نمی شود اصلا فکر نکنید بحثمان تمام می شود اگر فصل دوم ما آمدیم فصل بابل را گفتیم فصل سوم بحثمان تمام شد مطمئن باشید فصل چهارم فصل سوم تمام می شود که اینطوری البته نبوده است متشکرم از شما ممنون از اتاق فرمان دوستان کمک می کنند و لطف دارند شما ما را می بینید عزیزان بزرگوار دیگر هستم التماس دعا دارم از همه شما خوبان اردشیر اول قسمت دومش ان شاء الله قسمت بعدی با همدیگر در مورد یا علی مدد .